تفکر منطقی در کودکان چیست و چگونه می‌توانیم آن را تقویت کنیم؟

تفکر منطقی در کودکان چیست و چگونه می‌توانیم آن را تقویت کنیم؟

آیا تا به حال سعی کرده‌اید در هنگام صحبت با یک کودک سه ساله، از استدلال استفاده کنید؟ لازم است بدانید هنوز تفکر منطقی در کودکان این سن شکل نگرفته است. کودکان خردسال از نظر تفکر کاملا عینی و واقع‌بینانه هستند و فقط هنگام نزدیک شدن به سن مدرسه است که آمادگی خود را برای کارهایی که به تفکر انتزاعی بیشتری نیاز دارند نشان می دهند.

اگرچه ممکن است به نظر برسد که تقویت تفکر منطقی در کودکان، یک دورنگری است، اما هیچ‌وقت زود نیست که به کودک خود کمک کنید مهارت‌های تفکر منطقی از جمله اعداد، حل مسئله و حتی فیزیک و کدگذاری را یاد بگیرد.

مهارت‌های تفکر منطقی در دنیا امروز بسیار ضروری هستند و شما می‌توانید با آموزش تفکر منطقی به کودکان، آن‌ها را برای چالش‌هایی که در آینده با آن‌ها روبرو می‌شوند، آماده کنید. در ادامه با موضوع تفکر منطقی در کودکان، اهمیت و راهکارهای تقویت آن بیشتر آشنا می‌شوید.

تفکر منطقی چیست؟

تفکر منطقی شامل استدلال و استفاده از آنچه می‌دانید برای نتیجه‌گیری است. این تفکر نیاز به درک ویژگی ها، روابط و توالی دارد و نه تنها برای یادگیری رسمی مهم است، بلکه یکی از مهارت‌های اساسی زندگی محسوب می‌شود. تفکر منطقی عملی است برای تجزیه و تحلیل یک موقعیت و ارائه یک راه حل منطقی.

کودکان از ۶ سالگی استفاده از تفکر منطقی را شروع می‌کنند. آن‌ها در این سن برخی اصول مانند علت و معلول را کشف می‌کنند. مشابه تفکر انتقادی، تفکر منطقی مستلزم استفاده از مهارت‌های استدلال برای مطالعه عینی یک مسئله است که به شما امکان می‌دهد در مورد نحوه انجام کار نتیجه‌گیری منطقی کنید. برای مثال، وقتی از حقایقی که در دسترس شماست برای رفع مشکلی که با آن روبرو شده‌اید استفاده می‌کنید، از مهارت‌های استدلال منطقی استفاده کرده‌اید.

تفکر منطقی در کودکان چیست

چرا تفکر منطقی در کودکان مهم است؟

تفکر منطقی یک مهارت بسیار مهم است که هر کودکی لازم است از از این مهارت برخوردار باشد و آن را تقویت کند. چرا تفکر منطقی در کودکان مهم است؟ زیرا این تفکر به ذهن انسان کمک می‌کند درست را از غلط تشخیص دهد. در ادامه با اهمیت تقویت تفکر منطقی در کودکان بیشتر آشنا می‌شوید.

تفکر انتقادی در کودکان تقویت می‌شود

وقتی بچه ها بزرگ می‌شوند و با مشکلات دنیای واقعی روبرو می شوند، نیازمند تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله برای حل این مشکلات هستند. پس باید به کودکان بیاموزیم که تفکری مستقل داشته باشند و هرچیزی که دیگران به آن‌ها می‌گویند را به سرعت نپذیرند، بلکه در مورد آن‌ها فکر کنند.

ورزش خوبی برای مغز است

یادگیری استفاده از استدلال‌های منطقی از طریق پازل‌ها و بازی‌های فکری می‌تواند مغز کودکان را تحریک کند و همچنین حافظه و تمرکز آن‌ها را بهبود ببخشد. کار با یک بازی فکری چالش‌برانگیز یا یک معمای فکری به دلیل تحریک منطق و نیاز به پیدا کردن راه حل نهایی به صبر و تمرکز نیاز دارد. تمرین با این نوع بازی‌ها به مغز کمک می‌کند تا میان مسائل ارتباط برقرار کند و به تمرکز بر روی یک مشکل واحد عادت کند.

در درس ریاضی به کودک کمک خواهد کرد

تفکر منطقی و تقویت آن به کودک کمک می‌کند که یک ریاضیدان موفق بشود. ریاضی علمی منطقی است و کودکان برای حل مسائل ریاضی نیاز به استفاده از منطق دارند. همچنین، در جبر ، مثال‌های بی‌شماری از مسائل ریاضی و کلمات در دنیای واقعی به کودکان داده می‌شود که حل همه آن‌ها به منطق نیاز دارد.

کودک، آینده شغلی بهتری خواهد داشت

از آنجایی که تفکر منطقی به افراد کمک می‌کند که بهتر بتوانند حل مسئله انجام دهند و اشتباهات کمتری داشته باشند، می‌توانند در شغل خود نیز موفقیت بیشتری به دست بیاورند. آن‌ها می‌توانند در موقعیت‌های دشوار، راهکارهای مناسب‌تری را برای غلبه بر چالش‌ها انتخاب کنند.

اهمیت تفکر منطقی در کودکان

چگونه می‌توانیم تفکر منطقی را در کودکان تقویت کنیم؟

همانطور که مطرح شد تقویت تفکر منطقی می‌تواند مزایای زیادی برای کودکان داشته باشد. راهکارهای زیادی برای پرورش این تفکر در کودکان وجود دارد که در ادامه با آن‌ها آشنا می‌شوید. به یاد داشته باشید که برای موثر بودن این راهکارها، مهم است که آن‌ها را در برنامه روزانه خود و فرزندتان بگنجانید.

مرتبا بپرسید «چرا؟»

سعی کنید فرزندتان را به شنیدن سوال «چرا؟» عادت دهید. به عنوان مثال بپرسید: «چرا جواب سوال میشه ۱۵؟» یا «چرا بعد از انجام مرحله اول، عددت رو ضربدر دو کردی؟» پاسخ دادن به چنین سوالاتی به بچه‌ها کمک می‌کند که با منطقی فکر کنند که از آن در حل مسئله استفاده کرده‌اند یا از طریق آن به نتیجه خاصی رسیده‌اند. لازم است کودکان آنقدر به توجیه روش‌ها یا جواب‌هایشان عادت کنند تا وقتی می‌خواهند مسئله‌ای جدید را حل کنند خودشان به چرایی روش‌ها یا جواب‌های خود فکر کنند.

با بازی‌های فکری تفکر منطقی را در آن‌ها تشویق کنید

بازی‌های سرگرم‌کننده زیادی وجود دارد (علاوه بر سودوکو یا جدول کلمات متقاطع) که به بچه‌ها کمک می کند مهارت‌های تفکر منطقی و استدلال خود را تقویت کنند. بازی‌های مکعب روبیک، اتللو، کریدور و شطرنج چند نمونه از این بازی‌ها هستند.

اندازه‌گیری را به فرزندتان آموزش دهید

اندازه، شکل و فضا مفاهیم مهمی در پیشرفت درک کودکان هستند و از دوره پیش‌دبستانی به بعد بخشی از برنامه درسی آن‌هاست. با اندازه‌گیری و مقایسه اشکال، اشیاء و فواصل مختلف می‌توانید به فرزندتان کمک کنید تا با این مفاهیم آشنا شود. برای مثال، کودک خود را در آشپزی مشارکت بدهید و به او کمک کنید تا مواد تشکیل‌دهنده را اندازه‌گیری کند. با او پیاده‌روی کنید و برخی از اشیاء طبیعی را جمع‌آوری کنید تا در خانه آن‌ها را همراه با فرزندتان به ترتیب بر اساس معیارهای مختلف بچینید.

راهکارهای تقویت تفکر منطقی در کودکان

حل مسئله را به فرزندتان بیاموزید

توانایی حل مسئله به صورت مستقل به فرزندتان کمک می‌کند برای شروع مدرسه آمادگی بیشتری داشته باشد و حتی در صورت مشخص نبودن راه حل‌ها، پشتکار بیشتری برای پیدا کردن راه حل مسائل داشته باشد. اسباب‌بازی‌هایی شامل مرتب‌سازی قطعات و پازل‌ها به کودک شما کمک می‌کنند که با کنار هم قرار دادن قطعات، بتواند همزمان مهارت حل مسئله خود را نیز تقویت کند.

اشیاء را مرتب کنید

مرتب کردن اشیاء بر اساس شکل، اندازه یا رنگ، روش خوبی برای تقویت تفکر منطقی در کودکان است. این امر به آن‌ها کمک می‌کند که شباهت‌ها و تفاوت‌ها را درک کنند. به عنوان مثال، آن‌ها می‌بینند که اگرچه دایره و مثلث یک‌شکل نیستند اما از لحاظ رنگ با یکدیگر شباهت دارند. از کودک خود بخواهید تا انواع اشیاء از جمله توپ‌های بازی، آجرهای بازی یا حتی جوراب‌ها را بر اساس معیارهای گوناگون مرتب کند.

او را با کدگذاری آشنا کنید

کودکان غالبا در تکنولوژی مهارت‌هایی دارند که ما را نسبت به مهارت‌های خودمان شرمنده می‌کنند. با این حال، لازم است بدانید آموزش کدگذاری به کودک و آشنا کردن او به برنامه‌نویسی می‌تواند تفکر منطقی را در فرزندتان تقویت کند.

با شن و آب بازی کنید

هنگام بازی کودک با شن و آب، ممکن است فکر کنید که او در این بازی تنها شن و آب را می‌ریزد و شکل‌هایی را می‌سازد اما بازی با شن و ماسه به فرزندتان مفاهیم اولیه علوم را یاد می‌دهد. او در این بازی در مورد جامدات و مایعات، نحوه برخورد با آن‌ها، وزن و اندازه‌گیری یاد می‌گیرد که این مفاهیم مقدمه‌ای بر اصول فیزیک هستند.

راهکارهای تقویت تفکر منطقی در کودکان

بسازید و بچینید

بازی با اسباب‌بازی‌های ساختنی، راهی عالی برای یادگیری تفکر منطقی است. کودکان در این بازی علاوه بر اینکه لازم است به تعداد آجرها، حلقه‌ها یا قطعاتی که رو هم می‌چیند توجه داشته باشد با مفاهیمی مانند بیشتر و کمتر، کوتاه‌تر و بلندتر نیز آشنا می‌شود. از طریق انجام این بازی‌ها شما مشاهده خواهید کرد که دانش فرزندتان رشد می‌کند.

کتاب‌ها و داستان‌های معمایی برای فرزندتان بخوانید

کتاب‌های معمایی و رازآلود، فکر فرزندتان را درگیر می‌کند و می‌تواند در نهایت تفکر منطقی را در او پرورش دهد. کتاب‌های زیادی در این زمینه وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را برای فرزندتان بخوانید. مثلا کتاب‌های مجموعه کارآگاه کرگدن در باغ وحش مرموز برای کودکان ۸ تا ۱۱ سال بسیار مناسب هستند.

فرزندتان را تشویق کنید که سرگرمی‌های خلاقانه انجام دهد

اگرچه نیمکره چپ مغز ما مسئول تفکر منطقی است، اما فعالیت‌های خلاقانه، که عمدتا توسط نیمکره راست مغز مدیریت می‌شوند، به تقویت تفکر منطقی کمک می کنند. بنابراین، فرزندتان را به انجام کارهای خلاقانه مانند نقاشی، نوشتن یا نواختن یک ساز تشویق کنید. پیشنهاد می‌کنیم مقاله کارهای خلاقانه برای کودکان را نیز مطالعه کنید.

کارهای خلاقانه چگونه به تقویت تفکر منطقی در کودکان کمک می‌کنند؟ به عنوان مثال، یادگیری نواختن یک ساز نیاز به تفکر عمیق دارد. در طی این یادگیری فرزندتان توانایی بیشتری برای حل مسائل و انعطاف‌پذیری پیدا می‌کند. علاوه بر این، تفکر خلاق نیاز به مهارت حل مسئله دارد که این امر در نهایت منجر به تقویت تفکر منطقی در فرزندتان می‌شود.

تقویت تفکر منطقی در کودکان

همانطور که مطرح شد تفکر منطقی در کودکان شامل استدلال و استفاده از دانش موجود برای نتیجه‌گیری است. این تفکر اهمیت بسیار زیادی در حل مسئله و مهارت‌های علوم و ریاضی و حتی مهارت‌های شغلی دارد. به همین دلیل، با انجام راهکارهای تقویت تفکر منطقی در فرزندانتان می‌توانید به او کمک کنید کمتر اشتباه کند و بتواند با چالش‌های زندگی، بهتر روبرو شود.

اگر شما هم نظر یا تجربه‌ای در زمینه تفکر منطقی کودکان و راهکارهای تقویت این نوع تفکر دارید آن را با ما و خوانندگان کارپازل به اشتراک بگذارید.

سوالات پرتکرار

تفکر منطقی در کودکان از چه سنی شروع می‌شود؟

از سن ۶ سالگی، کودکان استفاده از تفکر منطقی را شروع می‌کنند. آن‌ها در این سن قادر به فهم برخی اصول از جمله علت و معلول هستند.

تفکر منطقی در چه مواردی به فرزند من کمک می‌کند؟

کودکی که تفکر منطقی پیشرفته‌تری داشته باشد در مدرسه و به خصوص درس‌های ریاضی، فیزیک و علوم موفق‌تر خواهد بود. همچنین با توجه به اینکه حل مسئله و مهارت تفکر انتقادی بهتری دارد می‌تواند آینده شغلی بهتری نیز داشته باشد.

چگونه می‌توانم تفکر منطقی را به فرزندم یاد بدهم؟

آموزش تفکر منطقی به کودکان مستلزم انجام برخی راهکارها به صورت روزانه است که عبارت‌اند از انجام بازی‌های فکری با یکدیگر، پرسیدن مکرر سوال «چرا» از کودک، آموزش حل مسئله به کودک و…

نکات کلیدی

  • استفاده از استدلال‌های منطقی از طریق پازل‌ها و بازی‌های فکری می‌تواند مغز کودکان را تحریک کند و همچنین حافظه و تمرکز آن‌ها را بهبود ببخشد.
  • توانایی حل مسئله به صورت مستقل، به فرزندتان کمک می‌کند برای شروع مدرسه آمادگی بیشتری داشته باشد و حتی در صورت مشخص نبودن راه حل‌ها، پشتکار بیشتری برای پیدا کردن راه حل مسائل داشته باشد.
  • لازم است کودکان آنقدر به توجیه روش‌ها یا جواب‌هایشان عادت کنند تا وقتی می‌خواهند مسئله‌ای جدید را حل کنند خودشان به چرایی روش‌ها یا جواب‌های خود فکر کنند.
  • مرتب کردن اشیاء بر اساس شکل، اندازه یا زنگ، روش خوبی برای تقویت تفکر منطقی در کودکان است. این امر به آن‌ها کمک می‌کند که شباهت‌ها و تفاوت‌ها را درک کنند.
مهرطلبی در کودکان چیست و چگونه می‌توان از آن پیشگیری کرد؟

مهرطلبی در کودکان چیست و چگونه می‌توان از آن پیشگیری کرد؟

بیشتر والدین به بچه‌های خود می‌آموزند که با دیگران خوب کنار بیایند، با دیگران همکاری کنند و سازش داشته باشند. با این حال، در برخی موارد این تمایل به روابط صلح‌آمیز می‌تواند به مسئله‌ای ناسالم تبدیل شود.

به طور معمول، وقتی بچه‌ها بیش از حد سازگار و انعطاف‌پذیر می‌شوند، اغلب نیازها و خواسته‌های خود را فراموش می‌کنند که در نهایت، مهرطلبی در کودکان شکل می‌گیرد.

سعی در تلاش برای خشنود کردن دیگران، به خودی خود بد نیست. این امر که کودک، دیگران را در نظر بگیرد و مطمئن شود که دیگران را ناراحت نمی‌کند مشکلی ندارد. اما نتیجه آن برای کودک خستگی و درماندگی است.

در این شرایط، کودک بدون اینکه به خواسته‌ها و رضایت خودش فکر کند، دائما به دنبال راضی کردن دیگران است. در ادامه با علل ناسالم بودن مهرطلبی در کودکان، نشانه‌ها و نحوه پیشگیری از آن آشنا می‌شوید.

چرا مهرطلبی در کودکان آسیب‌زننده است؟

انجام رفتارهای مهرطلبانه باعث خستگی افراد می‌شود و از رفع نیازهای آن‌ها جلوگیری می‌کند. در حقیقت، تحقیقات نشان می‌دهد که مردم زمانی کارهای مهرطلبانه انجام می‌دهند که فکر کنند رفتار آن‌ها باعث خوشحالی و راحتی دیگران می‌شودو

اما این رفتارها در نهایت می‌توانند خودمخرب و آسیب‌زا باشند. علاوه بر این، کودکانی که مهرطلب هستند بیشتر در معرض فشار همسالان قرار می‌گیرند. آن‌ها به شدت تمایل دارند که خود را در دل دیگران جا کنند و برای اینکه دیگران را راضی کنند از ارزش‌ها و اعتقادات خود می‌گذرند.

بیشتر اوقات، افرادی که پیروان یک گروه هستند معمولا افرادی مهرطلب هستند که برای تعلق داشتن به گروه و پیشگیری از طرد شدن، از خواسته‌های گروه تبعیت می‌کنند. مسئله‌ای که آن‌ها در این شرایط متوجه نمی‌شوند این است که تبعیت از گروه فقط تا مدت کوتاهی جواب می‌دهد.

معمولا با گذشت زمان، خواسته‌های گروه، بیشتر و بیشتر می‌شود و هرچقدر افراد مهرطلب بیشتر تسلیم شوند با آن‌ها بدتر رفتار خواهد شد. این یک چرخه معیوب است که در نهایت باعث درماندگی فرد مهرطلب می‌شود.

چرا مهرطلبی در کودکان آسیب‌زننده است؟

نشانه‌های مهرطلبی در کودکان چیست؟

تشخیص اینکه فرزندتان، کودکی مهرطلب است یا نه، می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. خصوصا به این دلیل که شما همیشه شاهد تعامل فرزندتان با دوستانش نیستید. بنابراین، مهم است که بدانید چه رفتارهایی نشان‌دهنده مهرطلبی در کودکان است یا حداقل نشان می‌دهد که فرزندتان در معرض این شرایط است.

در ادامه به برخی از نشانه‌های مهرطلبی در کودکان اشاره می‌کنیم:

  • کودک به جای اینکه اصیل و همانطور که هست رفتار کند مانند دوستانش عمل می‌کند؛
  • او حتی اگر کار اشتباهی انجام نداده باشد از دوستانش عذرخواهی می‌کند؛
  • خودخواهی را با داشتن مرزهای سالم اشتباه می‌گیرد؛
  • انرژی زیادی برای پیشگیری از تعارض صرف می‌کند؛
  • وقتی دیگران از او عصبانی یا دلخور می‌شوند به شدت به‌هم می‌ریزد؛
  • نمی‌تواند از آنچه درست است دفاع کند؛
  • نسبت به احساسات دیگران، احساس مسئولیت می‌کند؛
  • با گروه همراه می‌شود و در ابراز ارزش‌های خود مقاومت می‌کند؛
  • مهرطلب بودن را با مهربان بودن اشتباه می‌گیرد؛
  • برای اینکه احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشد، نیاز دارد که دوستانش از او تعریف کنند؛
  • از ابراز احساسات خشم یا ناراحتی خودداری می‌کند؛
  • حتی اگر به نفعش باشد از «نه» گفتن امتناع می‌کند؛
  • به شدت می‌خواهد که مورد تایید همسالانش قرار بگیرد.

نشانه‌های مهرطلبی در کودکان

چگونه می‌توان از مهرطلبی در کودکان پیشگیری کرد؟

اگر متوجه علائم مهرطلبی در فرزندتان شدید کارهایی را می‌توانید انجام دهید تا این الگوی رفتاری به یک روش زندگی برای فرزندتان تبدیل نشود. در ادامه به چند راهکار برای پیشگیری از مهرطلبی در کودکان اشاره می‌کنیم. مطالعه کتاب نگاه تو، نیاز من: مهرطلبی کودکان نیز می‌تواند در این زمینه برای شما مفید باشد.

فرزندتان را در مواقع مناسب تایید و تحسین کنید

گاهی اوقات، کودکان به این دلیل مهرطلب می‌شوند که از طرف دیگران و همچنین در خانه، زمانی که به فکر خشنود کردن افراد هستند تایید یا تحسین می‌شوند. به همین دلیل، برای اینکه کودک شما به فردی مهرطلب تبدیل نشود، اطمینان حاصل کنید زمان‌هایی که فرزندتان کارهای مثبت دیگری انجام می‌دهد که ارتباطی با فداکاری ندارد باز هم او را تحسین می‌کنید.

اگرچه اولویت قرار دادن دیگران یک خصوصیت فوق‌العاده است اما اطمینان حاصل کنید که فرزندتان می‌داند تنها راه رضایت از خود، خشنود کردن دیگران نیست.

به او کمک کنید میان حسن نیت و مهرطلبی تفاوت قائل شود

به فرزند خود کمک کنید که تشخیص دهد آیا کاری را به این دلیل برای دیگری انجام می‌دهد که دوست دارد یا اینکه فکر می‌کند به‌خاطر انجام آن تحت فشار است.

همچنین لازم است کودک یاد بگیرد به‌خاطر ترس از طرد شدن توسط دیگران، کاری را انجام ندهد که دوست ندارد. آموزش تمایز قائل شدن میان حسن نیت و مهرطلبی به کودکان، باعث می‌شود که آن‌ها در آینده انتخاب‌های بهتری داشته باشند.

پیشگیری از مهرطلبی در کودکان

به کودک کمک کنید احساسات منفی خود را تشخیص دهد

بعد از اینکه فرزندتان کاری را انجام داد تا دیگری را راضی کند با او در مورد احساسی که پیدا کرده است صحبت کنید. اگر او احساس خشم، ناراحتی یا ناامیدی می‌کند، این احتمال وجود دارد که او دچار مهرطلبی شده است. این بدین معنی است که فرزندتان آن کار را برای فرد دیگر به‌خاطر احساس تکلیف و نه به‌خاطر خواسته‌های خودش انجام داده است.

اغلب، مهرطلبی آنقدر عمیق می‌شود که کودک به سختی متوجه آن می‌شود. احساس او در موقعیت‌های مختلف می‌تواند تنها سرنخ برای شناسایی رفتارهای مهرطلبانه در کودک باشد. در نتیجه مهم است که فرزندتان تشخیص دهد احساسات خشم، ناامیدی و غم و اندوه او از کجا نشات می‌گیرد. در این زمینه، خواندن مقاله آموزش ابراز احساسات به کودکان نیز می‌تواند برای شما مفید باشد.

به او تفاوت مرز داشتن و خودخواهی را بیاموزید

بسیاری از کودکانی که دچار مهرطلبی هستند نگران‌اند که اگر به نیازهای خود توجه کنند و «نه» بگویند، دیگران آن‌ها را به عنوان افرادی خودخواه ببینند. به طور معمول، نوجوانانی که دچار مهرطلبی هستند به شدت با افراد خودخواه متفاوت‌اند. آن‌ها حتی زمانی که تغییراتی بنیادی را در زندگی خود تجربه می‌کنند باز هم نسبت به دیگران مهربان‌تر و بخشنده‌تر هستند.

به فرزند خود یادآوری کنید افرادی که واقعا خودخواه هستند، حتی نگران این مسئله نیستند که خودخواه به نظر می‌رسند یا نه. اگرچه افراد کنترل‌گر می‌توانند کودک را با اتهام خودخواهی، تحت تاثیر قرار دهند، اما او لازم است در برابر پذیرش این اتهام، مقاومت کند.

در مورد دوستی‌های سالم با فرزندتان صحبت کنید

وقتی دوستان فرزندتان به او احترام نمی‌گذارند و از او خواسته‌های نامعقول دارند، وقت آن است که فرزندتان دوستان جدیدی پیدا کند. به کودک خود بیاموزید در دوستی‌های سالم، نیاز هر دو طرف اهمیت دارد نه فقط یک نفر. علاوه بر این، یافتن دوست‌های واقعی به فرزند شما کمک می‌کند که ارزش واقعی خود را درک کند. وقتی او با افراد سالم‌تری در ارتباط باشد، مهرطلبی به پایان می‌رسد.

پیشگیری از مهرطلبی در کودکان

الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید

کودکان با مشاهده رفتار ما، نکات زیادی را می‌آموزند. بیشتر رفتارهای آن‌ها ناشی از تقلید رفتار والدین است. از این رو مهم است که فردی مستقل و جراتمند باشید و از این طریق جراتمندی را نیز به فرزند خود بیاموزید.

از خودتان بپرسید: «آیا من مهرطلبم؟» اگر نشانه‌های مهرطلبی را دارید مهم است که یاد بگیرید به نیازها و خواسته‌های خود بیشتر اهمیت دهید و بتوانید روابط سالمی با دیگران برقرار کنید. زمانی که یاد می‌گیرید مهرطلب نباشید به فرزندتان نیز می‌آموزید که او نیز خواسته‌ها و نیازهای خودش را ببیند و بیاموزد که روابط سالم، چگونه هستند.

در نهایت، مشاهده این امر که فرزندتان به کودکی مهرطلب تبدیل شده است می‌تواند دشوار باشد، به خصوص اگر این رفتار باعث استرس در کودک شود یا ارزش‌های او را زیر سوال ببرد. بدون اینکه باعث شوید فرزندتان احساس بدی در مورد خودش پیدا کند به دنبال حل این مسئله باشید.

به احتمال زیاد، وقتی فرزندتان سعی می‌کند دوستان خود را راضی کند برای راضی کردن شما هم تلاش می‌کند. بنابراین، در خانه به فرزندتان کمک کنید که برای «نه» گفتن احساس امنیت داشته باشد. در این صورت، او یاد می‌گیرد به نیازها و خواسته‌های خود اهمیت دهد و در نتیجه از خودش مراقبت کند.

سوالات پرتکرار

چگونه متوجه شوم که فرزندم مهرطلب است؟

تشخیص مهرطلبی در کودکان می‌تواند دشوار باشد. با این حال، مهم است که به دنبال پاسخ سوالاتی از این قبیل باشید: «آیا فرزندم دائما به دنبال راضی کردن دیگران است یا می‌تواند نیازهای خودش را در اولویت بگذارد؟»، «آیا از طرد شدن توسط دیگران می‌ترسد؟» و «وقتی برای دیگران کاری را انجام می‌دهد چه احساسی پیدا می‌کند؟»

مهرطلبی در فرزندم چه خطراتی برای او دارد؟

کودکان مهرطلب، بیشتر در معرض سوء استفاده توسط دیگران و همچنین فشار همسالان قرار می‌گیرند. این امر در نهایت می‌تواند منجر به خستگی و ناامیدی آن‌ها و مشارکت کودکان در رفتارهای ناخوشایند شود.

چگونه می‌توانم از مهرطلب شدن فرزندم پیشگیری کنم؟

مهم است که الگوی مناسبی در این زمینه برای فرزندتان باشید و از سوی دیگر، تنها فداکاری‌هایش را تحسین نکنید و همچنین به او اجازه دهید که به شما «نه» بگوید. از سوی دیگر، مهم است که تفاوت خودخواهی و مرز داشتن را برای فرزندتان توضیح دهید.

نکات کلیدی

  • لازم است کودک یاد بگیرد به‌خاطر ترس از طرد شدن توسط دیگران، کاری را انجام ندهد که دوست ندارد.
  • اگرچه در اولویت قرار دادن دیگران یک خصوصیت فوق‌العاده است، اما اطمینان حاصل کنید که فرزندتان می‌داند تنها راه رضایت از خود، خشنود کردن دیگران نیست.
  • به کودک خود بیاموزید در دوستی‌های سالم، نیاز هر دو طرف اهمیت دارد نه فقط یک نفر.
  • اگر خودتان یاد بگیرید که مهرطلب نباشید، به فرزندتان می‌آموزید که او هم خواسته‌ها و نیازهای خودش را ببیند و بیاموزد که روابط سالم، چگونه است.

اگر شما هم نظر یا تجربه‌ای در زمینه مهرطلبی در کودکان و راه‌های پیشگیری از آن دارید آن را با ما و خوانندگان کارپازل به اشتراک بگذارید.

اهمیت آموزش مرزهای سالم به کودکان و روش های انجام آن

اهمیت آموزش مرزهای سالم به کودکان و روش های انجام آن

مرزها قسمتی مهم از هر رابطه هستند. به همین دلیل ضروری است که والدین در آموزش مرزهای سالم به کودکان، به آن‌ها بیاموزند چه مرزهایی وجود دارد و چگونه برای خود، مرزهایی سالم با دیگران ایجاد کنند. مرزها مانند فضایی بین شما و افراد دیگر هستند. قوانین ناگفته‌ای هستند که نحوه برخورد شما با دیگران و انتظارات شما از آن‌ها را تعریف می‌کنند.

وقتی مرزهای سالم وجود نداشته باشد، رابطه شما با دیگران و همچنین طرفین درگیر در رابطه آسیب می‌بینند. مرزها به ما کمک می‌کنند که با اجازه دادن به خودمان برای ابراز احساسات، عقاید، دوست داشتن‌ها و دوست نداشتن‌ها، به دیگران احترام و عشق نشان دهیم.

وقتی بتوانیم این موارد را با دیگران به اشتراک بگذاریم، می‌توانیم احترامی دوطرفه ایجاد کنیم و همچنین فضای رشد را در رابطه فراهم کنیم. در ادامه با اهمیت آموزش مرزهای سالم به کودکان و نحوه انجام آن آشنا می‌شوید.

چرا آموزش مرزهای سالم به کودکان مهم است؟

مفهوم مرزهای شخصی یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که می‌توانید به فرزندان خود بیاموزید. با آموزش مرزهای سالم به کودکان، به آن‌ها کمک می‌کنید که بتوانند روابطی شاد و سالم با دیگران داشته باشند، زیرا فرزندتان با یادگیری مراقبت از مرزهای خود و دیگران می‌تواند روابطی همراه با احترام و عشق داشته باشد. به علاوه، این آموزش می‌تواند پایه و اساس درک مفهوم رضایت در نوجوانی را شکل دهد.

هرکس حق دارد در مورد اینکه دیگران با او چگونه رفتار کنند و چگونه رفتار نکنند محدودیت‌هایی را قرار دهد. این محدودیت‌ها هم می‌توانند مرزهای فیزیکی یعنی فضای شخصی باشند، هم مرزهای عاطفی. بنابراین، آموزش مرزهای سالم به کودکان باعث می‌شود که بچه‌ها بتوانند امنیت داشته باشند و از سوی دیگر به صورت مادام‌العمر یاد بگیرند از خودشان و دیگران مراقبت کنند.

هدف از آموزش مرزهای سالم به کودکان این است که:

  • به فرزند خود بیاموزید مرز چیست، چگونه می‌تواند مرزهای شخصی با دیگران داشته باشد و چگونه می‌تواند رفتارهایی که او را ناراحت می‌کند را مشخص کند.
  • به کودک خود یاد دهید که چگونه به حس ششم خود اعتماد کند و اگر در موقعیتی قرار بگیرد که غریزه‌اش به او می‌گوید موقعیت خوبی نیست، بتواند به حس خود اعتماد کند.
  • به کودک خود بیاموزید که وقتی دیگران از مرز او عبور می‌کنند چه کاری انجام دهد و برای کمک گرفتن به چه کسی مراجعه کند.
  • به فرزندتان بیاموزید که مشخص کند چگونه می‌خواهد با او رفتار شود و همچنین چگونه باید با او رفتار شود.

اهمیت آموزش مرزهای سالم به کودکان

نحوه آموزش مرزهای سالم به کودکان

بهترین راه آموزش مرزهای سالم به کودکان این است که خودتان چه در برخورد با فرزندتان و چه در برخورد با دیگران، الگوی مناسبی برای کودک خود باشید. همچنین در ادامه به چند روش اشاره شده است که به شما کمک می‌کند مرزهای سالم را به فرزندتان یاد بدهید.

با مرزهای اساسی شروع کنید

برای کمک به کودکان در درک، تشخیص و تعیین مرزها ابتدا با آموزش مرزهای اساسی که برای همه کاربرد دارند شروع کنید. به عنوان مثال می‌توانید با مرزهایی شامل ایمنی، احترام، مسئولیت و غیره شروع کنید. وقتی کودکان مرزهای دیگران را ببینند و به آن‌ها احترام بگذارند، بهتر می‌توانند مرزهای مشخصی برای خود تعیین کنند. برای مثال وقتی خواهر کودک از او می‌خواهد که در بازی‌اش مداخله نکند، کودک باید یاد بگیرد که به خواسته خواهرش احترام بگذارد.

مرزهای فیزیکی را به فرزندتان آموزش دهید

مرزهای فیزیکی در دو دسته ایمنی و احترام قرار می‌گیرند. در ارتباط با مرزها و فضای شخصی، هرکسی سطح و فضای آسایش خود را دارد. صرف نظر از سن، هرکسی حق دارد از بدن و فضای شخصی خود محافظت کند.

به عنوان مثال، اگر حسام سه‌ساله نمی‌خواهد خاله مریم یا هرکسی دیگر او را بغل کند، حق دارد «نه» بگوید و انتظار داشته باشد که دیگران به «نه» گفتن او احترام بگذارند. اجبار یا وادار کردن کودک به به بغل کردن یا بوسیدن باعث سردرگمی و تردید او در مورد مرزهای خود می‌شود. همچنین، باعث می‌شود کودک بعدا برای نیازها و احساسات خود ارزش قائل نشود.

برای اینکه فرزندتان در معرض کودک‌آزاری یا سوء استفاده قرار نگیرد، لازم است به احساسات فرزندتان احترام بگذارید. شاید کودکتان دوست نداشته باشد که توسط دیگران در آغوش گرفته شود یا لمس شود. اگر کودک مجبور شود که به دیگران اجازه دهد او را بغل کنند، ممکن است احساس کند که گزینه دیگری ندارد و در صورتی که در معرض کودک‌آزاری یا سوء استفاده قرار بگیرد ممکن است آن را گزارش نکند. در این زمینه مطالعه کتاب مرزهایی برای کودکان نیز می‌تواند برای شما مفید باشد.

نحوه آموزش مرزهای سالم به کودکان

مرزهای عاطفی را به فرزندتان آموزش دهید

مرزهای عاطفی به فرزندتان کمک می‌کند بتواند خواسته‌های خودش را از خواسته‌های دیگری جدا کند. این امر همچنین به کودک کمک می‌کند که مسئولیت اعمال و احساسات خود را بپذیرد. اگرچه مهم است که کودک یاد بگیرد خودش را از دیگران متمایز کند، اما لازم است همدلی، مراقبت، فکر کردن، ملاحظه داشتن و احترام گذاشتن را نیز یاد بگیرد. کودک لازم است یاد بگیرد که وقتی کسی مرزهای عاطفی او را زیر پا گذاشت، آن را اعلام کند.

به عنوان مثال، فرزندتان می‌تواند بگوید: «حرفی که تو زدی من رو ناراحت کرد. من سعی می‌کنم احساسات تو رو جریحه‌دار نکنم و به شما بی‌احترامی نکنم و از شما هم انتظار دارم که از احساسات من مراقبت کنی و به من احترام بگذاری. هروقت احساسات شما رو جریحه‌دار کردم بهم بگو.»

برای ابراز نارضایتی فرزندتان، به او فضای کافی بدهید. برخی از والدین معتقدند وقتی کودک، احساسات خود را ابراز می‌کند، یعنی می‌خواهد به آن‌ها بی‌احترامی کند. اما همیشه اینگونه نیست. به فرزندتان اجازه دهید احساساتش را ابراز کند و مرزهایش را به صورت محترمانه تقویت کند.

بر پیامدها تاکید کنید

برای فرزندتان توصیح دهید که احترام نگذاشتن به مرزها یا محدودیت‌ها باعث می‌شود که چه عواقبی را تجربه کند. هنگام انتخاب این پیامدها، اطلاعات لازم را به فرزندتان بدهید. همچنین سعی کنید پیامدهایی را تعیین کنید که واقعی و متناسب با سن او باشند. این کار به فرزندتان یاد می‌دهد که او نیز بتواند هنگام زیر پا گذاشته شدن مرزهایش توسط دیگران، پیامد و محدودیت‌هایی را تعیین کند.

آموزش مرزهای سالم به کودکان

به کودک اجازه دهید صحبت کند و به او حق انتخاب بدهید

جلسات خانوادگی برگزار کنید و همچنین با فرزندتان گفتگوی اختصاصی داشته باشید. به کودک فرصت دهید موفقیت‌ها، شکست‌ها، سوالات و نگرانی‌های خود را ابراز کند. کودکانی که اجازه دارند صحبت و انتخاب کنند، به احتمال زیاد بیشتر از قوانین پیروی می‌کنند و مرزها را رعایت می‌کنند. وقتی دیدگاه کودک را در نظر می‌گیرید و برای او توضیح می‌دهید که چرا تصمیم مورد نظر را گرفته‌اید، به او نشان می‌دهید که مرزهای او مهم هستند.

ثابت‌قدم باشید

انتظارات و پیامدهایی که مطرح کرده‌اید را دنبال کنید. اگر تصمیم می‌گیرید یک قانون بگذارید به قانون خود پایبند بمانید. توجه داشته باشید منظور شما همانی باشد که می‌گویید. در غیر این صورت، کودک دائما مرزهای شما را زیر پا می‌گذارد. همچنین لازم است بدانید مرزها پویا هستند.

با رشد درک، سطح بلوغ و نیازهای فرزندتان، لازم است مرزها را تنظیم کنید. ثابت‌قدم بودن به کودک کمک می‌کند در مورد اعتقادات و احساسات خود ثابت‌قدم باشد و برای مراقبت از آن‌ها قاطعانه بایستد. این امر باعث می‌شود کودک بتواند با دیگران مرزهای سالمی داشته باشد.

ویژگی‌های رابطه سالم را به کودک آموزش دهید

برای فرزند خود توضیح دهید که دوست خوب بودن به چه معناست و اجازه بدهید او تصمیم بگیرد که مرزهایش چه باشند. به کودک کمک کنید که دوستی سالم و خوب را از دوستی ناسالم و مخرب تشخیص دهد. افرادی که فرزندتان را اذیت می‌کنند، قلدر هستند یا به او بی‌احترامی می‌کنند دوستان خوبی نیستند.

در مقابل، کسانی که فرزند شما را همانطور که هست می‌پذیرند، محترمانه با او رفتار می‌کنند و واقعا از او مراقبت می‌کنند، دوستان سالمی هستند. آموزش این موضوع از این لحاظ بسیار مهم است که فرزندتان در بزرگسالی یاد می‌گیرد با فردی سالم رابطه عاطفی داشته باشد.

آموزش مرزهای سالم به کودکان

به فرزند خود حل مسئله را بیاموزید

در دعواهای فرزندانتان دخالت نکنید (اگرچه این کار بسیار دشوار است) و به آن‌ها بیاموزید که چگونه مشکلات خود را حل کنند. وقتی هربار که فرزندانتان با یکدیگر به مشکل می‌خورند، مسئله را حل کنید این کار آن‌ها را از پذیرش مسئولیت شخصی بازمی‌دارد.

همچنین اگر کودکان برای حل مسائل بین خود، تمرین سازش و مصالحه نکنند، مهارت‌های اجتماعی آن‌ها تضعیف می‌شود. پیشنهاد می‌کنیم که در این مورد مقاله برخورد با دعوای کودکان را هم مطالعه کنید.

بازی نقش داشته باشید

با بازی نقش به کودک خود کمک کنید که افکار و احساساتش را به صورت کلامی بیان کند. به او کلماتی کلیدی را یاد بدهید که در شرایط خاص از آن‌ها استفاده کند. از سناریوهای «اگر … چه؟» استفاده کنید و از کودک خود بپرسید که در یک موقعیت خاص چگونه رفتار می‌کند و چه می‌گوید.

به فرزندتان بیاموزید که تفاوت‌های شخصی را بپذیرد

به فرزندتان بیاموزید که هرکسی برخی موارد را دوست دارد و برخی موارد را دوست ندارد. بنابراین، او لازم است باد بگیرد که اگر خواهر یا برادرش دوست دارد فوتبال بازی کند، به این معنی نیست که او هم باید فوتبال بازی کند. به هر یک از فرزندان خود کمک کنید که تشخیص دهند چه کاری برای آن‌ها بهتر است و انجام چه کاری برای آن‌ها مفید نیست.

آموزش مرزهای سالم به کودکان

در نهایت، با الگوی مناسب بودن برای فرزندتان و اهمیت دادن به مرزهای شخصی او، به کودک خود می‌آموزید که مرزهای سالم را یاد بگیرد، زیرا کودکان فعالانه به دنبال روابط امن هستند. همچنین، لازم است بدانید آموزش مرزهای سالم به کودکان نیاز به صبر و انرژی دارد. با این حال، با این آموزش شما می‌توانید فرزندتان را همیشه و تا حد زیادی در مقابل آزار و اذیت از طرف دیگران ایمن کنید و به او کمک کنید روابطی رضایت‌بخش با دیگران برقرار کند.

سوالات پرتکرار

چرا لازم است به فرزندم یاد بدهم که با دیگران مرزهای سالم داشته باشد؟

وقتی کودک شما یاد می‌گیرد که خواسته‌ها و نیازهای خود را مطرح کند و از سوی دیگر به خواسته‌های دیگران احترام بگذارد، او در نهایت می‌تواند روابط سالم‌تر و شادتری داشته باشد. همچنین، این امر در محافظت فرزندتان در مقابل سوء استفاده و کودک‌آزاری نیز موثر است.

چگونه می‌توانم مرزهای فیزیکی را به کودکم یاد بدهم؟

اگر فرزندتان نمی‌خواهد دیگران او را ببوسند یا در آغوش بگیرند، به خواسته او احترام بگذارید و به فرزندتان بیاموزید «نه» بگوید. همچنین به فرزندتان یاد بدهید همین احترام را برای دیگران قائل شود.

چگونه می‌توانم مرزهای سالم را به فرزندم یاد بدهم؟

مهم است که علاوه بر آموزش مرزهای فیزیکی و عاطفی به فرزندتان، برای رفتارهای کودک پیامد تعیین کنید و ثابت‌قدم باشید. از سوی دیگر، مهم است که به کودک خود اجازه حل مسئله بدهید.

نکات کلیدی

  • وقتی کودکان مرزهای دیگران را ببینند و به آن‌ها احترام بگذارند، بهتر می‌توانند مرزهای مشخصی برای خود تعیین کنند.
  • اگر کودک مجبور شود که به دیگران اجازه دهد او را بغل کنند، ممکن است احساس کند که گزینه دیگری ندارد و در صورتی که در معرض کودک‌آزاری یا سوء استفاده قرار بگیرد، ممکن است آن را گزارش نکند.
  • کودک لازم است یاد بگیرد که وقتی کسی مرزهای عاطفی او را زیر پا گذاشت آن را اعلام کند.
  • برای فرزندتان توصیح دهید که احترام نگذاشتن به مرزها یا محدودیت‌ها باعث می‌شود که چه عواقبی را تجربه کند.
  • به کودک کمک کنید که دوستی سالم و خوب را از دوستی ناسالم و مخرب تشخیص دهد.

اگر شما هم نظر یا تجربه‌ای در زمینه مرزهای سالم و آموزش آن به کودکان دارید، آن را با ما و خوانندگان کارپازل به اشتراک بگذارید.

هوش اجتماعی کودک چیست و چگونه می‌توانیم آن را افزایش دهیم؟

هوش اجتماعی کودک چیست و چگونه می‌توانیم آن را افزایش دهیم؟

فرزند شما در یک دنیای بسیار پیچیده اجتماعی زندگی می‌کند. همه والدین به یاد دارند که چقدر در کودکی آرزوی مورد پذیرش واقع شدن و دوست داشته شدن از طرف کودکان دیگر را داشتند و بیشتر ما می‌دانیم که چقدر در دوره‌های مختلف زندگی، آرزوی داشتن بهترین دوست را در سر داشته‌ایم. اکنون همه چیز برای کودکان پیچیده‌تر شده است. زیرا رسانه‌ها قبل از اینکه بچه‌ها از نظر هیجانی آماده باشند، دنیای بزرگسالان را به آن‌ها معرفی می‌کند و کودکان در این شرایط نمی‌دانند چگونه با دیگران روابطی خوب برقرار کنند. تمامی این موارد با هوش اجتماعی کودک مرتبط است.

خوشبختانه، کودکان سالم حتی در شرایطی که روابط با همسالان دشوار است، می‌توانند انتخاب‌های سالمی داشته باشند.به این معنی که اگر کودکان در خانه، روابط خوبی با اعضای خانواده داشته باشند، می‌توانند روابط با دیگران را نیز به خوبی شروع کنند. با این حال، آن‌ها باید برای ورود به دنیای پیچیده امروزی، آموزش ببینند. در ادامه مقاله با جزئیات بیشتری به هوش اجتماعی کودک و همچنین چگونگی افزایش آن پرداخته‌ایم.

هوش اجتماعی کودک چیست؟

هوش اجتماعی شامل درک خود، شناخت خود، احساسات و عواطفمان است و همچنین شامل درک آنچه دیگران ممکن است تجربه کنند، فکر کنند و احساس کنند نیز می‌شود. کمک به افزایش هوش اجتماعی کودک، به شدت بر سلامت روان او در آینده موثر خواهد بود و همچنین، کمک می‌کند که احتمال موفقیت کودک در مدرسه، کار و زندگی افزایش یابد. ویژگی‌های هوش اجتماعی عبارت‌اند از:

  • درک احساسات دیگران
  • شناخت خوب خود و کنار آمدن با دیگران
  • توانایی در ارزیابی احساسات و دلیل رفتارهای دیگران
  • دانستن این موضوع که چگونه می‌توان به دیگران احساس راحتی داد و از نظر اجتماعی باید چگونه رفتار کرد

هوش اجتماعی کودک چیست

راهکارهای افزایش هوش اجتماعی کودک چیست؟

والدین چگونه می‌توانند به فرزند خود کمک کنند که او روابط سالمی با دیگران برقرار کند و بتواند زندگی شادی داشته باشد؟ در ادامه چند راهکار برای افزایش هوش اجتماعی کودک را معرفی می‌کنیم که می‌توانید از آن‌ها به این منظور استفاده کنید.

رابطه با کودک را در اولویت قرار دهید

همیشه این امر را در ذهن خود داشته باشید که رابطه شما با فرزندتان نسبت به هر موضوع دیگری اولویت دارد. اگر فرزندتان با این شکایت پیش شما آمد که شما او را به شدت محدود کرده‌اید (به خصوص در سال‌های نوجوانی) مطمئن شوید که او می‌داند چقدر صداقت فرزندتان برای شما مهم است. سپس می‌توانید در مورد در مورد نیازهای فرزندتان با او صحبت کنید. رابطه شما با فرزندتان پایه و اساس روابط آینده او را تشکیل خواهد داد.

مثلا از فرزندتان بپرسید: «به نظر تو من مامان/بابای خوبی هستم؟ دوست داشتی چه تغییری می‌کردم؟»، پرسیدن این سوال علاوه بر اینکه به رابطه شما و فرزندتان کمک می‌کند و باعث می‌شود او بتواند آزادانه‌تر نظرش را ابراز کند، باعث می‌شود شما نیز در جهت رشد و بهبود حرکت کنید.

راهکارهای افزایش هوش اجتماعی کودک

بر اهمیت مهربانی تاکید کنید

اگر به دیگران محبت می‌کنید، در مورد دیگران با مهربانی صحبت می‌کنید و به دیگران کمک می‌کنید، فرزندان شما این کارها را می‌بینند و ارزش مهربان بودن را درک می‌کنند. مهربانی هسته شایستگی‌های اجتماعی و رابطه برقرار کردن با دیگران است.

مثلا اگر تصمیم گرفتید به همسایه یا هر فرد نیازمندی کنید، فرزندتان را همراه خود ببرید تا او کمک شما به دیگران را مشاهده کند و این رفتار را یاد بگیرد.

نقص داشتن را بپذیرید

همه ما انسان هستیم و هیچ‌یک از ما کامل و بی‌نقص نیستیم. همه ما نقاط قوت و ضعف داریم و این باعث می‌شود که فردیت و منحصر به فرد بودن را بپذیریم و آن را ارزشمند بدانیم. نقایص خود را به فرزندتان نشان دهید و به او اجازه دهید بدون اینکه خودش را تنبیه یا توبیخ کند، شکست را بپذیرد.

همه انسان‌ها عصبانی می‌شوند و گاهی اوقات ممکن است داد بزنند. اگر این مسئله پیش آمد که بر سر فرزندتان فریاد زدید، از او معذرت‌خواهی کنید و به او بگویید چه احساسی داشتید و اشتباه بودن رفتار خود را بپذیرید و علاوه بر آن، به او بگویید که سعی می‌کنید از این به بعد رفتارهای مناسب‌تری در هنگام عصبانی شدن داشته باشید. در این صورت، کودک نیز یاد می‌گیرد اشتباهات و نقایص خود را بپذیرد و در کنار آن در جهت پیشرفت حرکت کند.

پذیرفتن نقص‌ها برای افزایش هوش اجتماعی کودک

گوش کردن فعال را آموزش دهید

اگر فرزند شما می‌داند که به او گوش می‌دهید به او نشان می‌دهید که به آنچه می‌گوید احترام می‌گذارید و برایش ارزش قائل هستید. وقتی فرزندتان با شما صحبت می‌کند به حرف‌هایش فکر کنید و به او بگویید: «پس داری بهم میگی…» یا «احساس می‌کنم بهم گفتی…». برای اینکه بتوانید فعالانه به حرف‌های فرزندتان گوش دهید زمان مناسبی را فراهم کنید تا در حالی که کودک با شما صحبت می‌کند بتوانید به خوبی بر روی حرف‌هایش تمرکز کنید و ببینید که این کار چقدر در رابطه شما با او و در نهایت افزایش هوش اجتماعی کودک موثر است.

از موقعیت‌هایی مثل حرکت کردن به سمت مدرسه کودک یا هنگام آماده کردن وسایل غذا، استفاده کنید و از فرزندتان در مورد روزی که داشته است بپرسید و بعد سعی کنید کاملا به حرف‌های کودک گوش کنید و برای مثال احساس او را انعکاس دهید: «تو از دوستت به خاطر کاری که کرد عصبانی شدی» و بعد در مورد بخشی از صحبت‌های فرزندتان، از او سوال بپرسید: «فکر می‌کنی بهتر بود به جای این کار، چه رفتاری رو انجام می‌داد؟»

همدلی را آموزش دهید

به احساسات فرزندتان توجه کنید، این احساسات را نام‌گذاری کنید و در نهایت به او نشان بدهید که احساساتش را درک می‌کنید. برای مثال: «به نظر می‌رسه تو واقعا عصبانی هستی، احساسات رو می‌بینم و درکت می‌کنم.» با انجام این کار، کودک، تاثیر همدلی را به سرعت متوجه می‌شود و احساس می‌کند دیده و درک شده است. در نتیجه، او نیز یاد می‌گیرد در روابطش با دیگران، همدلی داشته باشد.

اگر فرزند شما از دخترخاله‌اش عصبانی است چون اسباب‌بازی‌های فرزندتان را می‌گیرد، برای همدلی داشتن با کودک می‌توانید به او بگویید: «حتما خیلی عصبانی شدی وقتی عروسکت رو گرفت.»

همدلی برای افزایش هوش اجتماعی کودک

به کودک یاد بدهید که متفاوت بودن اشکالی ندارد

همه ما با یکدیگر متفاوت هستیم. هر کدام از ما دیدگاه‌های متفاوت، تجربیات متفاوت و اولویت‌های مختلفی داریم. به فرزندتان یاد بدهید که باید به سایر دیدگاه‌ها احترام بگذارد، حتی اگر با آن‌ها موافق نباشد.

مثلا اگر یکی از آشنایان به خانه شما آمده است و در میان صحبت‌هایش، حرف‌های نژادپرستانه می‌زند، برای اینکه فرزندتان از شما یاد بگیرد که به دیگران احترام بگذارد به حرف‌های فرد اعتراض کنید و به او نشان دهید که با حرف‌های نژادپرستانه‌اش موافق نیستید.

احساسات خود را نشان دهید

همه ما به هم می‌ریزیم و ناراحتی، غم، ترس، حسادت، خشم و ناامنی را تجربه می‌کنیم. اگر از نظر شما اشکالی نداشت و شرایط مناسبی وجود داشت احساسات خود را با فرزندتان در میان بگذارید. اما در این کار زیاده‌روی نکنید. به اشتراک گذاشتن احساسات خود با کودک، زمانی می‌تواند اتفاق بیفتد که موضوع مورد صحبت تاثیر منفی بر روی کودک نگذارد و همچنین شبیه به درد دل نباشد.

مثلا یکی از عزیزان شما فوت شده است و به شدت غمگین هستید. می‌توانید گریه کنید و به فرزندتان بگویید گریه کردن به شما کمک می‌کند غم‌های خود را بشویید.

ابراز احساسات خود برای افزایش هوش اجتماعی کودک

دوست شدن با دیگران را از همان سنین اولیه تشویق کنید

فرصت‌هایی را برای بازی کودک با کودکان دیگر فراهم کنید و هنگامی که فرزندتان برای برقراری ارتباط با کودکان دیگر، علاقه و اشتیاق نشان می‌دهد او را تشویق کنید. همچنین، زمانی که کودک در روابط با همسالان، با مشکل مواجه شد از او حمایت کنید و برای پیدا کردن راه حل مسئله، به او کمک کنید.

در مناسبت‌های مختلف، دوستان فرزندتان را به خانه خود دعوت کنید تا کودک اجتماعی شود و با دوستانش وقت بیشتری را بگذراند. همچنین، سعی کنید خودتان نیز با مادران دیگر دوست شوید و با آن‌ها رفت و آمد داشته باشید.

در نظر گرفتن دیدگاه‌های دیگران را تشویق کنید

همه ما گاهی اوقات در روابط خود با دیگران دچار مشکل می‌شویم چه این رابطه یک رابطه عاطفی باشد چه با یک دوست یا همکار باشد. از سنین کودکی می‌توان در نظر گرفتن دیدگاه‌های دیگران را به کودکان یاد داد. خواندن کتاب برای کودک، روش بسیار خوبی برای آموزش این موضوع است. برای مثال می‌توانید هنگام خواندن کتاب از کودک بپرسید: «من نمی‌دونم حسام موقع انجام این کار چه احساسی داشت، تو می‌دونی؟» یا «فکر می‌کنی هستی چه احساسی داشت؟» در نظر گرفتن دیدگاه دیگران، الگوهای تفکر ما را گسترش می‌دهد و باعث می‌شود بتوانیم با دیگران همدلی داشته باشیم.

مثلا ممکن است در حال تماشای یک برنامه تلویزیونی باشید و کودکی که در فیلم است از دوستش عصبانی ‌شود و او را بزند. می‌توانید از فرزندتان بپرسید کودک در این موقعیت چه احساسی دارد و از نظر او باید به جای زدن دیگران، عصبانیت خود را چگونه نشان بدهد.

در نظر گرفتن دیدگاه دیگران در افزایش هوش اجتماعی کودک

در نهایت، لازم است بدانید هوش اجتماعی ابزاری اساسی برای رسیدن کودک به خوشبختی و سلامت است. این امر بدین معنی نیست که هوش اجتماعی، بالاترین مهارت است. اما استفاده از آن در هر حوزه‌ای از زندگی می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

وقتی کودکان با چالش‌های اجتماعی روبرو می‌شوند والدین می‌توانند با تقویت تلاش‌های کودک، آموزش مدارا با دیگران، ترغیب او به تشخیص احساسات دیگران، نشان دادن نحوه روبرو شدن با موانع و حل مشکلات در کنار هم از فرزندشان حمایت کنند. از سوی دیگر، اگر می‌خواهید در مورد هوش اجتماعی کودک و تقویت آن اطلاعات بیشتری کسب کنید، خواندن کتاب‌های زیر می‌تواند موثر باشد:

معرفی کتاب والدین موثر، فرزندان موفق (محمدرضا آل یاسین)

معرفی کتاب والدین موثر، فرزندان موفق (محمدرضا آل یاسین)

همه والدین از این امر آگاه‌اند که پرورش فرزند کاری بسیار دشوار است. به همین دلیل تاکنون کتاب‌های زیادی در زمینه تعلیم و تربیت فرزندان نوشته شده است که آن‌ها را در این زمینه یاری می‌کنند. هر کدام از این کتاب‌ها سعی کرده‌اند از دیدگاهی متفاوت به فرزندپروری بپردازند.

یکی از بهترین کتاب‌ها در این زمینه، کتاب والدین موثر، فرزندان موفق است. در این کتاب بر این امر تمرکز شده است که والدین چگونه می‌توانند فرزندانی متفکر تربیت کنند که مهارت‌های زندگی را یاد بگیرند و مسئول زندگی خودشان باشند. در ادامه با این کتاب بیشتر آشنا می‌شوید.

درباره کتاب والدین موثر، فرزندان موفق

کتاب والدین موثر، فرزندان موفق به والدین کمک می‌کند که فرزندانی سالم تربیت کنند. از دیدگاه این کتاب، فرزندان سالم کسانی هستند که به دنبال تایید دیگران نیستند، برای اهدافشان تلاش می‌کنند، می‌توانند با فشارهای اجتماع روبرو شوند و با احساس خوشحالی زندگی می‌کنند. این کتاب با نثری ساده و روان نوشته شده است و برای همه والدین با هر سطحی از تحصیلات می‌تواند قابل فهم باشد.

از سوی دیگر، با مثال‌هایی که در این کتاب مطرح شده، والدین با نمونه‌هایی عینی در فرزندپروری روبرو می‌شوند و در نتیجه مطالب برای آن‌ها بیشتر قابل یادگیری است. به علاوه، این امر و همچنین تصاویری که در کتاب به کار رفته است، باعث می‌شود این کتاب، ابهام کمتر و جذابیت بیشتری برای خواننده داشته باشد.

در این کتاب همچنین نقش مدرسه در تربیت کودکان نادیده گرفته نشده و برای معلم‌ها نیز نکات مهمی مطرح شده است. برای مطالعه بیشتر در این زمینه پیشنهاد می‌کنیم که کتاب کلیدهای پرورش تفکر در کودکان و نوجوانان را نیز مطالعه کنید.

درباره نویسنده کتاب والدین موثر، فرزندان موفق

محمدرضا آل یاسین، نویسنده کتاب والدین موثر، کارشناس علوم تربیتی نیست، بلکه هنرجوی این مهارت است. آقای آل یاسین برای نوشتن این کتاب، مطالعات و تحقیقات زیادی انجام داده است تا بتواند راهنمایی‌های موثر و کاربردی در زمینه فرزندپروری را برای والدین فراهم کند.

محمدرضا آل یاسین علاوه بر این کتاب، کتاب‌های بسیاری را تالیف کرده است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از کتاب «اره را تیز کنید»، «حفاظت از عشق پس از ازدواج» و «مهارت‌های تاثیر‌گذاری و نفوذ کلام». همچنین، او کتاب‌های بسیاری را نیز ترجمه کرده است، از جمله «قوانین استادی»، «باور کنید تا ببینید»  و «می خواهم اعتماد به نفس داشته باشم».

بخش‌هایی از کتاب

«کودکان بسیار تاثیرپذیر، جستجوگر و شیفته آموختن هستند و با گیرنده‌های نیرومندشان اندیشه، احساسات و عقاید والدینشان را نسبت به خود جذب می‌کنند. بر این اساس اظهار نظرها و القائات مثبت یا منفی والدین و سایر اطرافیان نسبت به بچه‌ها در کامپیوتر ذهنشان برنامه‌نویسی شده و میزان بهره‌گیری از قابلیت‌هایشان را در بزرگسالی تعیین می‌کند. هرچه القائات منفی بزرگترها بیشتر باشد، قابلیت کمتری از ذهن بچه‌ها در دسترسشان قرار می‌گیرد. بعکس هر اندازه میزان اظهارنظرهای مثبت ما بیشتر باشد راه را برای بروز و تجلی استعداد و قابلیت‌های باطنی فرزندانمان هموارتر و امکان دستیابی‌شان به توفیق و تندرستی و شادکامی افزون‌تر می‌شود». (صفحه ۲۴)

«به فرزندانتان خاطرنشان کنید که زندگی بستری از گل‌های زیبا و خوشبو نیست، مملو از موانع و چالش‌هاست. بنابراین لغزش نه تنها از قدر و منزلت انسانی نمی‌کاهد، بلکه مجالی برای آموختن است. به طور کلی، استعدادها و قابلیت‌های انسان هنگام تردید و تزلزل خفته و نهفته باقی می‌ماند اما در اثر اعتماد و پشتکار فرصت تجلی پیدا می‌کند. پس اگر می‌خواهید فرزندتان با ترس و تردید دست و پنجه نرم کند و قابلیت‌هایش را بروز دهد باید به سلاح شهامت و مخاطره‌جویی مجهز شود». (صفحه ۱۲۱)

«هیچ‌گاه در برابر بچه‌ها آیه یاس نخوانید و کارها و برنامه‌ها را دشوار جلوه ندهید. آنان را ترغیب کنید تن به ماجرا بسپارند و با ماجراجویی، تنوع و پیشرفت را چاشنی زندگی کنند. باور کنید که فرزندتان با جرات و نیرومند است و به اصطلاح می‌تواند گلیمش را از آب بیرون بکشد. همچنین هرگز جمله غیرممکن را در مورد ادعاهای او به کار نبرید و آرمان‌ها، نقشه‌ها و آرزوهایش را به رغم دور از دسترس بودن، غیرواقعی نینگارید و قابلیت‌هایش را در نهانخانه ذهنش علیل و زمینگیر نکنید». (صفحه ۲۴۷)

همانطور که مطرح شد کتاب والدین موثر، فرزندان موفق برای کمک به والدین در جهت تربیت فرزندانی متفکر و سالم نوشته شده است. همچنین، در این کتاب سعی شده است به همه موضوعات مهم در فرزندپروری با مثال‌هایی عینی و کاربردی پرداخته شود. بنابراین، خواندن آن می‌تواند برای همه والدین مفید باشد.

معرفی کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی)

معرفی کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی)

در دوران نوجوانی، داشتن اعتمادبه‌نفس بسیار مهم است، به ویژه هنگامی که فشار اجتماعی در مورد ظاهر و نمرات، بسیار زیاد است. فرایند بزرگ شدن دشوار است و نوجوانان ممکن است در شناخت خود دچار مشکل باشند. ممکن است نقاط ضعف خود را بزرگ کنند و نقاط قوت واقعی خود را دست‌کم بگیرند. کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی) به نوجوانان کمک می‌کند که عزت نفس خود را تقویت کنند.

روانشناسان بر این باورند که عزت‌نفس کم ریشه بسیاری از مشکلات عاطفی است. وقتی از عزت‌نفس سالمی برخوردار باشید احساس خوبی نسبت به خود پیدا می‌کنید و خود را مستحق احترام از سوی دیگران می‌دانید. وقتی عزت‌نفس کمی دارید به باورها و افکار خود کمتر اهمیت می‌دهید و علائق و خواسته‌های خود را نادیده می‌گیرید. در کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی)، شما یاد می‌گیرید که دیدگاهی سالم و واقع‌بینانه از خود داشته باشید که شامل ارزیابی صادقانه نقاط ضعف و قوت شما باشد و همچنین یاد می‌گیرید که به خود و اشتباهاتتان احترام بگذارید. در ادامه با این کتاب بیشتر آشنا می‌شوید.

درباره کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی)

کتاب عزت نفس برای نوجوانان با این هدف نوشته شده است که به شما کمک کند شناخت بهتری از خود داشته باشید و همچنین بتوانید تفاوت میان عزت‌نفس و خودمحوری، خودپسندی یا خودخواه بودن را یاد بگیرید. علاوه بر این، این کتاب به شما کمک می‌کند که چگونه ظاهر بیرونی اعتمادبه‌نفس را از پذیرش درونی آرام و همیشگی خود و عزت‌نفس واقعی متمایز کنید. داشتن عزت‌نفس سالم، عاملی کلیدی برای رسیدن به اهداف است.

این کتاب شامل تمرین‌هایی عملی است که به شما کمک می‌کند شکست‌ها و اعتمادبه‌نفس کم خود را حل و فصل کنید، با انتقادات مواجه شوید و فعالیت‌هایی انجام دهید که در نهایت به شما کمک می‌کنند خودآگاهی، خودارزشمندی و پذیرش خود بیشتری داشته باشید. در این کتاب، ۴۰ فعالیت ساختاریافته و اظهارات مثبت به شما ارائه می‌شوند و این فعالیت‌ها شامل پر کردن خطوط خالی، رسم تصویر یا پاسخ دادن به سوالات محرک است.

درباره نویسنده

لیزا شاب یک مددکار اجتماعی بالینی است که در منطقه شیکاگو، یک مرکز مشاوره خصوصی دارد. او  ۱۴ کتاب خودیاری برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان تالیف کرده است و همچنین کارگاه‌های خودیاری زیادی را برای عموم مردم و سمینارهای زیادی را برای افراد متخصص برگزار کرده است. لیزا شاب، عضو انجمن ملی مددکاران اجتماعی (NASW) و انجمن ملی بی‌اشتهایی عصبی و اختلالات وابسته (ANAD) است.

برخی دیگر از کتاب‌های لیزا شاب عبارت‌اند از گذر از افسردگی (کتاب کار نوجوانان)، کتاب کار اضطراب برای نوجوانان، کتاب کار طلاق برای نوجوانان، خونسرد، آرام و بااعتمادبه‌نفس: یک کتاب کار برای کمک به کودکان در یادگیری مهارت جرئتمندی، نگرانی‌های خود را اینجا بگذار: یک دفتر خلاقانه برای نوجوانان مضطرب و کتاب کار پرخوری برای نوجوانان.

سرفصل‌های کتاب

در کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی)، پس از مطرح شدن مقدمه نویسنده، ۴۰ سرفصل مطرح شده است که در هر کدام به یکی از ابعاد عزت‌نفس پرداخته شده است. این فصول عبارت‌اند از:

۱. معنای عزت‌نفس سالم۱۱. درباره اشتباهات۲۱. کشف باورها۳۱. قدرت سپاسگزاری
۲. حکایت شما۱۲. درباره مقایسه کردن۲۲. دستیابی به اشتیاق۳۲. قدرت دلسوزی و محبت
۳. جنبه‌های مثبت شما۱۳. درباره داوری۲۳. فشار همسالان۳۳. قدرت امکانات
۴. پیام‌های شیمیایی مغز۱۴. خویشتن واقعی شما۲۴. شما در عالم هستی۳۴. قدرت افکار
۵. پیام‌های خانوادگی۱۵. برای خانواده‌تان چگونه شخصی هستید۲۵. چرا به دنیا آمده‌اید۳۵. قدرت باور و اعتقاد
۶. پیام‌های اجتماعی۱۶. برای دوستانتان چگونه آدمی هستید۲۶. قدرت نگرش۳۶. قدرت تصمیمات مثبت
۷. پیام‌هایی به خود۱۷. برای جامعه چه کسی هستید۲۷. قدرت مدیریت احساسات۳۷. قدرت روبه‌رو شدن با چالش‌های زندگی
۸. حقیقتی درباره ارزش انسانی۱۸. طبیعی است که ندانید۲۸. قدرت تحمل ناراحتی۳۸. قدرت هدف‌های واقع‌بینانه
۹. کامل بودن جوراجور۱۹. کشف آنچه دوست دارید و دوست ندارید۲۹. قدرت مسئولیت۳۹. قدرت حمایت
۱۰. درباره بدن۲۰. کشف رویاهایتان۳۰. قدرت شم و شهود۴۰. قدرت نیروی برتر

بخش‌هایی از کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی)

«احساسی که امروز درباره خود دارید به پیام‌هایی بستگی دارد که به خود مخابره می‌کنید. این پیام‌ها سبب می‌شوند تا درباره خود احساس خوب یا بد داشته باشید. وقتی این پیام‌ها را شناسایی و بررسی کنید، می‌توانید تصمیم بگیرید چه پیام‌هایی را می‌خواهید حفظ کنید و چه پیام‌هایی را رها سازید. می‌توانید روشی تازه برای صحبت با خودتان را یاد بگیرید تا به عزت‌نفس سالم برسید. شما چه دهانتان را برای حرف زدن باز کنید و چه نکنید، تمام مدت روز با خود حرف می‌زنید. در ذهن شما همیشه گفتگویی در جریان است. صدایی درونی برای شما پیام می‌فرستد که در احساسی که درباره خود دارید، تاثیر می‌گذارد.» (صفحه ۵۲)

«چند دقیقه‌ای راحت و در سکوت بنشینید. چشمانتان را ببندید. چند نفس آرام بکشید و بعد یک از بزرگ‌ترین اشتیاق‌های خود را در نظر بیاورید. این اشتیاق می‌تواند نسبت به یک ایده، دارایی، فعالیت یا یک شخص باشد. در زمینه این اشتیاق تصویرسازی کنید. ببینید بدن شما چه واکنشی نشان می‌دهد. چه احساسی در شما ایجاد می‌شود؟ کجا آن‌ها را احساس می‌کنید؟ بعد از انجام این کار چشمان خود را باز کنید و به شرایط فعلی بازگردید.» (صفحه ۱۷۸)

«همه ما متولد شده‌ایم و همه هم روزی خواهیم مرد. همه ما می‌خواهیم روزی موفق شویم. همه می‌خواهیم احساس خوشبختی کنیم. همه می‌خواهیم نسبت به خود نظر خوبی داشته باشیم. همه می‌خواهیم دوستمان بدارند. همه می‌خواهیم زندگی بدون درد و رنج و آرامی داشته باشیم. ما سعی می‌کنیم با آنچه داریم به بهترین شکل رفتار کنیم. همه انسان‌ها از سه بخش جسمانی، احساسی و روانی ساخته شده‌اند. ما جملگی زندگی را به یک شکل تجربه می‌کنیم. هیچ‌کس برتر یا حقیرتر از دیگران نیست. احساس محبت و دلسوزی برای دیگران زمانی دست می‌دهد که درباره خود احساس ناامنی نکنیم.» (صفحه ۲۶۴)

در نهایت، اگر شما یک نوجوان هستید و با مشکلاتی از قبیل اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس پایین مواجه‌اید خواندن کتاب عزت نفس برای نوجوانان (تمرینات عملی) و انجام تمرینات آن به شما کمک می‌کند که خود را ارزشمند بدانید و برای رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید. همانطور که مطرح کردیم لازمه رسیدن به اهداف، برخوردار بودن از عزت‌نفس سالم است.