دلایل پرخاشگری در نوجوانان و نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر

دلایل پرخاشگری در نوجوانان و نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر

اگر دوران نوجوانی خود را به‌یاد بیاوریم، می‌بینیم که ما نیز گاهی از دست اطرافیانمان عصبانی می‌شدیم و پرخاش می‌کردیم. همه این‌ها بخشی از فرآیند طبیعی رشد در دوره نوجوانی است. اما، اکنون در رابطه با فرزند نوجوانمان باتوجه به عصری که قرار داریم چه باید بکنیم؟ اگر فرزند نوجوانتان مرتبا چه لفظی، چه فیزیکی پرخاش می‌کند، این امر می‌تواند مشکل‌ساز شود. در این مقاله علل و نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر را بررسی خواهیم کرد.

علل پرخاشگری در نوجوانان چیست؟

یک پژوهش از Parentline Plus که در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ انجام شده است، نشان می‌دهد که « ۶۰٪ تماس‌ها با این موسسه متعلق به پرخاش کلامی نوجوانان بوده است. تقریبا یک سوم یا ۳۰٪ تماس والدین نیز مربوط به خشونت فیزیکی نوجوان بوده است. »

این ارقام نشان می‌دهد تعداد بسیاری از والدین نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر را نمی‌دانند و قادر به مدیریت شرایط نیستند. برای مدیریت رفتار پرخاشگرانه نوجوان ابتدا باید دلایل آن را شناسایی کنید. تا علت درد را نیابید نمی‌توانید آن را درمان کنید. در ادامه علل این تنش‌ها و رفتارها را بررسی خواهیم کرد.

۱. اعتمادبه‌نفس پایین

بعضی از نوجوان‌ها اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و سعی می‌کنند این موضوع را از دیگران پنهان کنند. هنگام معاشرت با هم‌سالانشان، به‌نحوی رفتار می‌کنند که دیگران نفهمند. به‌همین دلیل دائما خودشان را از دید بقیه پنهان می‌کنند. دائما بهانه می‌آورند و یا گاهی برعکس، پرخاش می‌کنند.

۲. الگو گرفتن

نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر

گاهی رفتار نوجوانان تحت تاثیر  رفتار دوستانشان است. از آن‌ها الگوبرداری می‌کنند و رفتار پرخاشگرانه‌ای نشان می‌دهد. در این شرایط بهتر است علل این خشم و پرخاش آن‌ها را پیگیری کنید.

آیا دوستان فرزندتان آن‌ها را مسخره می‌کنند که فرزند نوجوان شما به فرد پرخاشگری تبدیل شده است؟ یا مثلا، از طرف دوستانش تحت فشار است و برای قرار گرفتن در جمع دوستان و اثبات وجود خود این واکنش را نشان می‌دهد.

یا شاید در خانه با او برخورد خشونت‌آمیزی شده است و در مقابل، او نیز اینگونه رفتار می‌کند. چرا که، بچه‌ها از والدین خود الگوبرداری می‌کنند. اگر با کودک یا نوجوان برخورد فیزیکی کنید. او یاد می‌گیرد که خشونت و پرخاشگری پاسخ قابل قبولی به استرس یا هر اختلاف نظری است.

۳. حوادث آسیب‌زا

مرگ یا بیماری یکی از عزیزان، طلاق، آزار و اذیت افراطی خواهر، برادر و هم‌کلاسی‌ها در دوران نوجوانی به‌شدت استرس‌زا است. دوران نوجوانی دوران بسیار حساسی است. نوجوان همزمان دچار بلوغ و تغییرات فیزیکی و درونی است. ممکن است نتواند شرایط را تحمل کند، از خود واکنش شدیدی نشان دهد و فشار روحی را با پرخاش بروز دهد.

۴. سوء استفاده

آزار جسمی و جنسی یکی دیگر از دلایل رفتار پرخاشگرانه در میان نوجوانان است. این سوء استفاده باعث می‌شود نوجوان احساس عصبانیت، شرمندگی و ناکافی بودن کند. چون نمی‌تواند در مورد آن با کسی صحبت کند، احساس خشم خود را با پرخاش بروز می‌دهد.

۵. اختلالات روانی و پزشکی

نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر

اختلالات روانی مانند، اختلال دوقطبی، حملات عصبانی شدید و افسردگی ممکن است دلیل پرخاشگری در نوجوانان باشد. اختلالات پزشکی چون آسیب‌های مغزی و صرع نیز از دیگر عوامل رفتار پرخاشگرانه در نوجوانان است. در هر دو حالت، اختلالات روانی و پزشکی، با مراجعه به پزشک می‌توان آن‌ها را درمان کرد و پرخاشگری را کنترل کرد.

۶. اختلال یادگیری و اختلال در تمرکز (ADHD)

نوجوانانی که از اختلال یادگیری و ADHD رنج می‌برند با مشکلات اجتماعی و احساسی بسیاری مواجه هستند.  چرا که هم باید برای یادگیری بسیار تلاش کند و هم ممکن است توسط افراد دیگر مورد تمسخر واقع شود. همین موضوع خشم و عصبانیت او را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود نوجوان با پرخاش عصبانیتش را ابراز کند.

نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر چگونه باید باشد

بحث و تبادل نظر بخش جدانشدنی از زندگی است. در دوره نوجوانی اعتراض‌ها از کوبیدن درها به هم شروع شده و به داد و فریاد و گاهی خشونت بدنی منجر می‌شود. اما چگونه می‌توان این شرایط را تحت کنترل قرار داد؟ در این مواقع بهترین نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر چیست؟

۱. الگوی خوبی برای نوجوان باشید

فراموش نکنید شما الگوی فرزندتان هستید. اگر شما هنگام عصبانیت پرخاش کنید، نمی‌توانید از آن‌ها توقع داشته باشید که هنگام عصبانیت منطقی رفتار کنند. یا آرامش خود را حفظ کنند و فریاد نزنند. در این شرایط نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر چگونه باید باشد؟

تن صدایتان را کنترل کنید. از فریاد زدن خودداری کنید. آرامش خود را حفظ کنید. در صورت لزوم ممکن است لازم باشد چند دقیقه خود را از شرایط دور کنید تا عصبانیت‌تان فروکش کند. سپس، با فرزندتان صحبت کنید.

۲. کلمات سلاح قدرتمندی هستند

نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر

نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر به دلیل شرایط حساس این دوره که پیش‌تر به آن اشاره شد مستلزم رعایت چند نکته است. هنگام برقراری ارتباط با کودک یا صحبت کردن با او سعی کنید از کلماتی استفاده کنید که نوجوان را تحریک نکند. با طعنه با او صحبت نکنید.

اگر سوالی ذهنتان را درگیر کرده است، به‌جای اینکه به‌طور مستقیم از او بپرسید که «چه اتفاقی افتاده است؟». می‌توانید اینگونه بپرسید: «آیا چیزی هست که ‌بخواهید به من بگویید؟» یا به‌طور مثال، به‌جای اینکه بگویید «این چه وقت آمدن است؟» بگویید: «کمی دیرتر از آنچه انتظار داشتم به خانه برگشتید»

با این روش می‌توانید شرایط را به‌خوبی کنترل کنید. قدرت کلمات آنقدر زیاد است که هم می‌تواند تسلی بخش روح باشد و هم جراحتی فراموش نشدنی  بر آن به‌جای بگذارد.  این ما هستیم که انتخاب می‌کنیم از کدام لبه زبان‌مان استفاده کنیم.

۳. مرزها را برای فرزندانتان شفاف‌سازی کنید

در مورد مرزهای اخلاقی شفاف عمل کنید. به آن‌ها پایبند باشید. فرزند نوجوان شما باید بداند که چه چیزی غیرقابل قبول است و نباید از آن مرزها عبور کند. به فرزند نوجوانتان بگویید که خشونت غیرقابل تحمل است. او فردی است که می‌تواند احساسش را با صحبت کردن به‌راحتی با والدین خود درمیان بگذارد.

۴. تکنیک‌های آرام کردن نوجوان

نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر با استفاده از تکنیک‌های آرام کردن، مدیتیشن و یوگا تنش را در او کاهش می‌دهد. اجازه می‌دهد نوجوان زمانی را با خودش تنها باشد و تصمیم بهتری هنگام خشم بگیرد. برای کنار آمدن با استرس، خشم و کنترل هر دوی این‌ها فرزندتان را با تکنیک‌های آرام کردن آشنا کنید.

۵. قرارداد رفتاری تعیین کنید

نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر

می‌توانید قراردادهای رفتاری برای فرزند نوجوانتان تعیین کنید. با او صحبت کنید که مسئولیت رفتارش را به‌عهده بگیرد.

می‌توانید یک دفترچه تهیه کنید. رفتارهای درست و غلط او را ثبت کنید. امتیاز‌دهی کنید یا ستاره بدهید. اگر کار درستی انجام داد به او پاداش خوبی دهید. درمقابل، اگر کار ناشایستی مرتکب شد امتیاز منفی به او بدهید و او را از انجام فعالیتی محروم کنید.

پاداش و جزا را متناسب با روحیه فرزندتان انتخاب کنید. پاداش مادی درنظر نگیرید.  پاداشی چون، وقت گذراندن با دوستانشان، رفتن به سینما و مانند آن فکرخوبی برای انگیزه دادن به نوجوان است. این نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر، او را مسئولیت‌پذیرتر می‌کند. باعث می‌شود روی رفتارش فکر کند و دفعه بعد کنترل بهتری بر رفتارش داشته باشد.

برای آشنایی با مسئولیت‌پذیری در کودکان به مقاله نحوه پرورش مسئولیت پذیری در کودکان و نوجوانان مراجعه کنید.

۶. مشاوره خانواده

هنگامی که فرزندتان دچار مشکل می‌شود و پرخاش می‌کند، ممکن است به این دلیل باشد که چیزی او را مضطرب می‌کند. در این شرایط بهترین نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر مشاوره و شنیدن سخنانش است. برای رسیدن به نتیجه بهتر می‌توانید تمام اعضای خانواده را در این مشاوره مشارکت دهید.

صحبت باهم و راهنمایی گرفتن از درمانگر متخصص می‌تواند بسیار مفید باشد. می‌تواند تعارضات و مشکلات در روابط بین والدین و فرزندان و فرزندان با هم را برطرف کند.

یا می‌توانید جلسات مشاوره خانوادگی هفتگی، روزانه یا ماهیانه (متناسب با شرایط خانواده و مشکلاتی که پیش آمده است) تشکیل دهید. همه اعضای خانواده باهم و در نهایت آرامش و منطق دلایل پرخاش  فرزند نوجوان را ریشه‌یابی کنند.

به صحبت‌های فرزندتان گوش دهید. به او اطمینان خاطر دهید که او را می‌شنوید و مشکلاتش را درک می‌کنید. این نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر او را آرام‌تر می‌کند و خشم و عصبانیتش را کاهش می‌دهد.

در پایان

اکنون که با علل پرخاشگری و نحوه برخورد با نوجوان پرخاشگر بیشتر آشنا شدید، علائم شروع آن را بهتر درک می‌کنید. با شروع این علائم در فرزندتان هوشیار باشید. علائم را نادیده نگیرید. از فرزندتان حمایت کنید. او را ببینید و بشنوید. زیرا، نوجوان با دیدن و شنیده شدن است که احساس آرامش و امنیت بیشتری می‌کند و به این اطمینان خاطر بیش از هرچیز دیگری احتیاج دارد. شاید با یک محبت و دلگرمی کوچک احساس کند از طرف شما درک می‌شود و دیگر به رفتار پرخاشگرانه‌اش ادامه ندهد.

۸ روش موثر برای آموزش رنگ ها به کودکان

۸ روش موثر برای آموزش رنگ ها به کودکان

رنگ‌ها همه‌جا در اطراف ما هستند و بر روحیه ما تاثیر می‌گذارند. هر رنگ انرژی مخصوصی دارد و نقش مهمی در زندگی انسان ایفا می‌کند. بنابراین، مهم است که کودکان را با رنگ‌ها آشنا کنیم تا بهتر بتوانند محیط اطرافشان را بشناسند. بهتر است آموزش رنگ ها به کودکان را با تجربه کردن و درک رنگ‌ها از طریق بازی به آن‌ها معرفی کنید. در ادامه درباره این روش‌ها بیشتر صحبت می‌کنیم.

آموزش رنگ ها به کودکان را از چه سنی شروع کنیم؟

بچه‌ها معمولا از ۱۸ ماهگی به بعد می‌توانند رنگ‌ها را تشخیص دهند. از ۲.۵ تا ۳ سالگی به بعد نیز می‌توانند رنگ‌ها را نام ببرند.

آشا، روانشناس کودکان، می‌گوید:

شما می‌توانید آموزش رنگ ها به کودکان را از ۲ سالگی به بعد شروع کنید. کودکان نوپا معمولا گرایش بیشتری به سمت رنگ‌های روشن دارند. بنابراین، آموزش را با رنگ‌های اصلی چون، قرمز، سبز، زرد و آبی شروع کنید. قبل از اینکه از این چهار رنگ فراتر روید و کودک را با رنگ‌های بیشتری آشنا کنید، اجازه دهید کودک ابتدا مفهوم رنگ‌های اساسی را به‌خوبی درک کند.

تحریک ذهن کودک برای یادگیری رنگ‌ها کاری خسته کننده است که نیازمند صبر و خلاقیت است. چرا که کودکان با مفاهیم انتزاعی بهتر ارتباط برقرار می‌کنند. یعنی کلمات و حروف که مفاهیم انتزاعی دارند را زودتر از رنگ‌ها که ویژگی ادراکی بصری یک شی است یاد می‌گیرند.

نحوه آموزش رنگ ها به کودکان نوپا

هرچه حواس کودک به رنگ‌ها بیشتر معطوف شود، رنگ‌ها را بهتر یاد می‌گیرد. بنابراین، شرایطی را برای کودک فراهم کنید که دائما و هر روز در معرض یادگیری قرار بگیرد. بهتر است آموزش رنگ ها به کودکان از طریق فعالیت‌های روزانه، بازی و سرگرمی‌های مناسب انجام شود.

۱. بشقابی رنگارنگ تدارک ببینید

آموزش رنگها به کودکان

سعی کنید فرزندانتان را در فرآیند آشپزی و خرید کردن شرکت دهید. هنگام پخت غذا سبزیجاتی چون هویج، فلفل، خیار، کدو و مانند آن را در اختیار او قرار دهید. خردسالان معمولا علاقه زیادی به بازی کردن با آن‌ها دارند.

در این هنگام، اگر فرزند خردسالتان پرسید نام این چیست؟ سعی کنید نام آن سبزیجات یا هرچیز دیگری که در دسترس او است را با رنگ آن بیان کنید. به‌طور مثال، بگویید گوجه قرمز یا هویج نارنجی.

هنگام خرید، هر چیزی را که انتخاب می‌کنید با رنگ آن مانند برنج سفید، نان قهوه‌ای، فلفل قرمز معرفی کنید. با این روش، علاوه بر آموزش رنگ ها به کودکان و آشنا کردن آن‌ها را با نام محصولات آشنا می‌کنید.

۲. بازی کارآگاه

https://www.karpuzzle.com/team-building-games-to-play

این بازی یک بازی قدیمی برای آموزش هدفمند مفاهیم و مطالب به‌وجود آمده است. این نوع بازی روال خاصی ندارد و متناسب با نیاز و سلیقه شما می‌تواند تغییر کند.

برای آموزش رنگ ها به کودکان و اسامی آن‌ها در بازی کارآگاه می‌توانید خودتان ابتدا بازی را شروع کنید. به این روش که بگویید: «من با چشمان کوچکم به‌دنبال وسایلی هستم که قرمز رنگ هستند.»

سپس، در خانه به‌دنبال وسایل قرمز رنگ بگردید و هنگامی که به‌طور مثال، یک برس موی قرمز رنگ پیدا کردید، بگویید «این برس قرمز است» و نوبت را به کودکتان بدهید تا او نیز در پیدا کردن شی قرمز دیگری تلاش کند.

یا می‌توانید این بازی را در طبیعت با فرزندتان انجام دهید. یک روز را در طبیعت با فرزندتان سپری کنید و با جستجو به‌دنبال رنگ‌ها در طبیعت هم کودک را با محیط اطرافش بیشتر آشنا می‌کنید. هم رنگ‌ها را به او آموزش می‌دهید.

اگر فرزندتان در اوایل مسیر دچار اشتباه شد، نگران یا عصبی نشوید. تنها کافی است به او زمان دهید تا بتواند با بازی ارتباط برقرار کند و کم‌کم رنگ‌ها را از هم تشحیص دهد.

۳. ریتم و آواز

طبق مطالعاتی که تاکنون صورت گرفته است، موسیقی تاثیر بسیار قوی در رشد کودکان دارد. سعی کنید ویدئوهای انیمیشنی که رنگ‌ها را از طریق آواز، شعر و ریتم به کودک می‌آموزند را برای او تهیه کنید.

سعی کنید برای کارایی بیشتر شما نیز با کودک همراه شوید. بچه‌ها ریتم‌ها را راحت‌تر به‌یاد می‌آورند و این یک روش عملی در یادگیری رنگ‌ها است.

۴. مسابقه رنگ‌ها

این بازی را والدین در خانه با بچه‌ها یا معلم‌ها در مدرسه با دانش‌آموزان می‌توانند انجام دهند. اجازه دهید کمی مهارت‌های حرکتی کودک را حین یادگیری رنگ‌ها تقویت کنیم.

از آنجایی ‌که بچه‌ها علاقه زیادی به جنب‌وجوش دارند، می‌توانید پازلی از رنگ‌ها را تهیه کنید. بعضی از قسمت‌های آن را بردارید. پازل را روی تخته یا دیوار اتاق نصب کنید. یک مسابقه ترتیب دهید. هر فردی که زودتر توانست حدس بزند جای کدام رنگ در پازل خالی است، برنده است و جایزه را می‌برد.

اگر تعداد دانش‌آموزان زیاد است، برای اینکه کودکی حین دویدن آسیب نبیند، بهتر است فضای بزرگتری را برای بازی درنظر بگیرید.

چون بچه‌ها عاشق بازی و اسباب‌بازی هستند می‌توانید وسایل بازی دیگری را برای آن‌ها تهیه کنید. وسایلی چون، اسباب‌بازی‌های رنگی، بلوک‌های الفبا، کتاب تطبیق رنگ‌ها و بازی‌های حافظه برای آموزش رنگ ها به کودکان ابزار مناسبی هستند.

۵. اشیای همسان را با هم مقایسه کنید

یک راه برای آموزش و حفظ بهتر رنگ‌ها در ذهن کودک، نمایش تقابل رنگ‌ها به آن‌ها است. اما از آنجایی ‌که کودکان خردسال هنوز اول راه هستند و تازه با رنگ‌ها آشنا شده‌اند، برای آموزش تقابل رنگ‌ها در اشیای مختلف، از وسایلی استفاده کنید که مانند هم هستند. دیویا، معلم مهد کودک الماس‌های کوچک، می‌گوید:

انتخاب اشیای همانند تقابل رنگ‌ها را بهتر در ذهن کودک حک می‌کند. یعنی اگر می‌خواهید رنگ آبی و قرمز را به کودک بیاموزید. یک توپ قرمز و یک بادکنک یا توپ آبی را انتخاب کنید تا در ذهن کودک بنشیند. انتخاب یک توپ آبی و یک پیراهن قرمز انتخاب اشتباهی است. چرا که کودک را بیشتر گیج و گمراه می‌کند.

۶. نقاشی با انگشت

نقاشی با انگشت

نقاشی یکی از تکنیک‌هایی است که علاوه بر سرگرمی، بسیاری از مهارت‌های مختلف را نیز در کودک پرورش می‌دهد. برای آموزش رنگ ها به کودکان می‌توانید نقاشی با دست و انگشت را برای کودک درنظر بگیرید.

کودکان نوپا و خردسالان مطالب جدید را به‌واسطه لمس اشیا بهتر می‌آموزند. بنابراین، می‌توانید رنگ‌های مختلف را برای کودک تهیه کنید. تا با نقاشی با دست رنگ‌ها را بهتر درک کند. نقاشی با انگشتان مهارت‌های حسی و حرکتی و خلاقیت را در کودکان تقویت می‌کند. دست‌ها و انگشتان آن‌ها را نیز درگیر می‌کند.

اگر نگرانید که ممکن است کودک دست‌های رنگی‌اش را به دهان و چشمانش بزند. می‌توانید از رنگ‌های خانگی استفاده کنید.

۷. رنگ‌آمیزی با مداد شمعی

از کتاب‌های رنگ‌آمیزی برای آموزش رنگ ها به کودکان استفاده کنید. از فرزندتان بخواهید که مانند نمونه تصاویر را رنگ کند. یا کتاب‌هایی را تهیه کنید که نمونه نداشته باشند و اجازه دهید کودک مطابق با میل خودش رنگ‌ها را انتخاب کند.

۸. لمس رنگ‌ها

بازی لمس رنگ‌ها را می‌توانید در خانه یا مدرسه با بچه‌ها انجام دهید. درست مثل بریده‌های روزنامه که هنگام یادگیری الفبا از آن‌ها استفاده می‌کردید و بچه‌ها باید دور هر کلمه را خط می‌کشیدند. در اینجا نیز بچه‌ها می‌توانند از بریده جراید یا کتاب‌ها رنگ مورد نظر را پیدا کنند. یا اگر در کلاس پوسترهای رنگی دارید، یک رنگ را تعیین کنید. بچه‌ها باید بتوانند رنگ مورد نظر را به همراه وسیله‌ای که حاوی رنگ مورد نظر است را روی پوستر نشان دهند و آن را نام ببرند.

۹ نقل قول جک دورسی درباره کارآفرینی و موفقیت

۹ نقل قول جک دورسی درباره کارآفرینی و موفقیت

برای شروع هر کاری یک نقطه صفر وجود دارد. دستاوردهای بزرگ نیز از این قاعده مستثنی نیستند و از برداشتن گام‌های بسیار کوچکی پا گرفتند. تنها کافی است از پوسته نازک ترس‌ها و نتوانستن‌ها فاصله بگیرید. پتانسیل وجودی خود را بشناسید و در همان راستا گام بردارید. در این مقاله نقل قول های جک دورسی را بررسی خواهیم کرد.

بهترین نقل قول های جک دورسی

جک دورسی، برنامه‌نویس و کارآفرین برجسته آمریکایی در حوزه اینترنت، یکی از بنیانگذارن و مدیرعامل توییتر و اسکوئر (شرکت پرداخت موبایل) است. او در سال ۲۰۰۸ به ‌عنوان یکی از بهترین مبتکران زیر سن ۳۵ سال در جهان شناخته شد. او در سال ۲۰۱۲ نیز از طرف ژورنال وال استریت جایزه «مبتکر سال» را دریافت کرد.

۱. توییتر

نقل قول های جک دورسی

ایده توییتر زمانی به ذهنم خطور کرد که ۱۵ ساله بودم و علاقه خاصی به مسیر یابی پیدا کرده بودم.

در آن زمان تاکسی‌ها و ماشین‌های آتش‌نشانی باید موقعیت مکانی و کاری که در لحظه انجام می‌دادند را مخابره می‌کردند. همین موضوع ذهن او را به خودش جلب کرد و مانند جرقه‌ای ایده ایجاد توییتر را در او ایجاد کرد.

۲. موفقیت

موفقیت اتفاقی نیست.

۳. درست رفتار کنید

جزئیات را به بهترین شکل پیاده‌سازی کنید و در عین حال آن‌ها را محدود کنید.

کیفیت مهم‌تر از کمیت است! جک باور دارد که محصولی که امکانات بیشتری ارائه می‌دهد، الزاما محصول برتری نیست.

محصولی با ده ویژگی غیر مرتبط در واقع فقط ارزش خود را پایین می‌آورد. چرا که کارایی ندارد و در عین حال هزینه بر است. امکانات محدودی را در محصول خود تعبیه کنید. اما روی همان تعداد کم تمرکز کنید و به‌درستی اثری در حد کمال ارائه دهید.

۴. خودتان را باور کنید

هر کسی می‌تواند ایده‌های خوبی در هر زمینه‌ای داشته باشد. اما، خارج کردن آن ایده از حالت بالقوه و عملی کردن آن و توانایی جذب افراد برای کمک به شما اهمیت بیشتری دارد.

جک از مخاطبین خود می‌خواهد که پتانسیل خود را بشناسند. از آن‌ها می‌خواهد که از منطقه امن خود خارج شوند و نترسند. ایده‌هایشان را تنها یک ایده باقی نگذارند که سال‌ها بعد ببینند که فرد دیگری رویای آن‌ها را زندگی می‌کند.

۵.کنجکاوی

نقل قول های جک دورسی

من همیشه شیفته شهرها و نحوه عملکرد آن‌ها بوده‌ام. بنابراین، سعی کردم خودم برنامه‌نویسی را یاد بگیرم تا بفهمم که شهرها چگونه کار می‌کنند.

یک شهر مانند یک نرم‌افزار، مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و عملکردهای مجزا است. به‌ طوری‌ که در عین حال که مستقل از دیگری کار می‌کنند، به یکدیگر وابسته‌اند. اگر یک قسمت از کاری در شهر درست انجام نشود یا یک خط کد در برنامه‌نویسی درست نوشته نشود؛ کل شهر یا برنامه دچار مشکل می‌شود.

منظور او از این صحبت  این است که دید از بالا به پایین (مدیریت بدون دانش و تلاش) رویکرد درستی نیست و کارها را به‌پیش نمی‌برد. با در بطن ماجرا بودن است که می‌توانید کاری که مدیریت می‌کنید را درک کنید و آن را به‌درستی انجام دهید. با گام‌به‌گام جلو رفتن و تلاش برای به نتیجه رساندن کار است که یک سیستم نجات می‌یابد و موفق می‌شود.

۶. تعهد داشتن

بنیانگذار بودن یک شغل نیست. یک وظیفه و نگرش است.

بنیانگذاران یک استارت‌آپ، والدین آن مجموعه هستند. مطمئنا افرادی چون، اعضای هیئت مدیره، مشاوران، کارمندان به آن‌ها کمک می‌کنند. اما مسئولیت یک بنیانگذار بسیار فراتر است. او تعهدی عاطفی به کاری که انجام می‌دهد دارد.

بنیانگذار بودن به معنای واقعی کلمه توجه و مراقبت از محصول است. بنیانگذار بودن یعنی اندوخته عمرتان را برای رسیدن به رویاهایتان سرمایه‌گذاری کنید. یک بنیانگذار وقت، انرژی، دارایی‌هایش را برای رسیدن به نتیجه مطلوب هزینه می‌کند. این یعنی متعهد بودن و ایستادگی کردن!

۷. تعیین هدف

می‌توانید نگران رقابتی که در آن قرار دارید باشید. یا می‌توانید روی آنچه پیش رو دارید تمرکز کنید و با سرعت هرچه تمام رو به جلو حرکت کنید.

نگرانی در مورد رقابتی که در حیطه شغلی، زندگی شخصی یا عاطفی شما وجود دارد کار بیهوده‌ای است. درست مثل این است که روی ریل ایستاده باشید و نگران باشید که قطار از روی شما عبور کند. یا می‌توانید همچنان با وحشت به آمدن قطار نگاه کنید یا می‌توانید سریع از مسیر قطار خارج شده و خود را نجات دهید.

جک دورسی نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. او در حیطه کاری خود نگران رقبا نیست. در عوض، سعی می‌کند هدف مشخصی را برای خودش تعیین کند و با تمام وجود روی آن تمرکز کند. در نتیجه کاری که ارائه می‌دهد ۱۰ برابر بهتر از آن چیزی است که در بازار موجود است.

۸. کارآفرینی

نقل قول های جک دورسی

مهم‌ترین نکته در کارآفرینی این است که به شانس تکیه نکنید. بلکه، مهارت‌ها و توانایی‌هایتان را به‌نحوی پرورش دهید که بتوانید موقعیت‌های خوب را قبل از وقوع تشخیص دهید.

منتظر نباشید شانس در خانه شما را بزند. این شما هستید که باید فرصت‌های خوب را بربایید. موقعیت‌ها را بسازید. برای آشنایی بیشتر با ویژگی‌های یک کارآفرین می‌توانید به مقاله ما در مورد مهارت ‌های کارآفرینی مراجعه کنید.

۹. همه باهم برای نجات زمین

من واقعا به ساختارهایی که همچون مستعمره‌های یک کشور به آن کشور وابسته‌اند علاقه دارم. درختان صنوبر به‌طور گروهی همه باهم رشد می‌کنند. اگر یکی از آن‌ها دچار مشکل شود بقیه نیز آسیب می‌بینند.

آدم‌ها با هم رشد می‌کنند و با هم به موفقیت می‌رسند. پدیده گرمایش زمین چیزی نیست که از بین برود فقط به‌این دلیل که ما به آن بی‌توجه هستیم. درست مصرف کردن چیزی نیست که خساست نامیده شود چون ما ثروتمند هستیم. هدر دادن آب و غذا چیزهایی نیستند که چون در شرایط خوب اقتصادی و اجتماعی قرار داریم قابل اغماض باشند.

درحالی‌که انسان امروز تنها بر روی پیشرفت در زمینه تکنولوژی تمرکز کرده است؛ متاسفانه از رشد در زمینه همدلی و مسائل اجتماعی بازمانده است. ما نیازمند تکنولوژی‌هایی هستیم که با کمک آن بتوانیم سیاره خود، زمین را نجات دهیم.

تفاوت طرز فکر رشد و ایستا در چیست؟

تفاوت طرز فکر رشد و ایستا در چیست؟

رویکردهای متفاوتی در مواجه شدن با چالش‌ها در زندگی وجود دارد. این رویکردها در قالب تفکر ایستا و رشد تعریف می‌شوند. برای آشنایی با طرز فکر رشد می‌توانید به مقاله ما در این رابطه مراجعه کنید. اما در این مقاله تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا را بررسی خواهیم کرد. شما چه روشی را در شرایط بحرانی اتخاذ می‌کنید؟

تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا

افراد با طرز تفکر ایستا محدود به افکار و عقاید خود هستند. آن‌ها باور دارند که انسان‌ها با استعداد خاصی متولد می‌شوند. هر فرد هوش و توانایی‌های متفاوتی دارد که با گذشت زمان، تلاش و پشتکار تغییری در آن ایجاد نمی‌شود.

آن‌ها شکست را تاییدی بر باهوش نبودن می‌دانند و همین باعث می‌شود به‌راحتی تسلیم شوند و نتوانند پیشرفت کنند. درحالی‌ که افراد با طرز تفکر رشد خودشان را محدود به افکارشان نمی‌کنند. آن‌ها می‌دانند که هر فرد استعداد منحصربه‌فردی دارد و هوش هر فرد با دیگری متفاوت است. اما این مسئله قابل تغییر است و با تلاش و پشتکار و اراده می‌توان آن را ارتقا داد.

آن‌ها از روند یادگیری که ناشی از به‌دست آوردن اطلاعات جدید، استراتژی‌های جدید و الهام گرفتن است لذت می‌برند. آن‌ها از سختی‌ها و چالش‌ها به‌عنوان وسیله‌ای برای گسترش مهارت‌هایشان استقبال می‌کنند. بعضی از نکات کلیدی در تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا را به ‌صورت تقابل این دو ذهنیت بررسی خواهیم کرد.

تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا

از جمله ویژگی‌های طرز فکر ایستا می‌توان اشاره کرد که:

  • طرز تفکر ایستا محدود کننده است.
  • افرادی که تفکر ایستا دارند از موفقیت دیگران ناراحت می‌شوند.
  • افرادی که تفکر ایستا دارند نقد منفی را نمی‌پذیرند حتی اگر به نفع آن‌ها باشد.
  • افرادی که تفکر ایستا دارند به‌دنبال نزدیکانی هستند که از آن‌ها تعریف کنند و اعتمادبه‌نفس‌شان را بالا ببرند.
  • اافرادی که تفکر ایستا دارند بر روی نتیجه تمرکز می‌کنند.

در مقابل:

  • طرز تفکر رشد آزادی بخش است.
  • افراد در طرز تفکر رشد از موفقیت دیگران الهام می‌گیرند.
  • افراد در طرز تفکر رشد نقد را به‌عنوان راهی برای یادگیری بیشتر می‌پذیرند.
  • افراد در طرز تفکر رشد به‌دنبال فردی هستند که آن‌ها را به چالش بکشد.
  • افراد در طرز فکر رشد بر روی مراحل رسیدن به نتیجه تمرکز می‌کنند.

چند مثال از تفکر رشد و تفکر ایستا

هنگام مواجه شدن با چالش‌ها یا هنگامی که احساس امنیت نمی‌کنید، ممکن است حالت تدافعی به‌ خود بگیرید. در این شرایط ممکن است حتی نسبت به تحلیل مسائل، طرز تفکر ایستا را اتخاذ کنید. بنابراین، بهتر است برای واکنش درست و به‌‌موقع تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا را با کمک چند مثال بهتر درک کنیم.

۱. بازخورد گرفتن، تحقیر شخصیت یا راه حلی برای پیشرفت

تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا

ما جز کدام دسته از افراد هستیم؟ هنگامی که در زندگی کاری، اجتماعی یا فردی با نقد سازنده‌ای مواجه می‌شویم چگونه با آن برخورد می‌کنیم؟ تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا دقیقا هنگام تصمیم‌گیری و نحوه عکس‌العمل به بازخوردها نمایان می‌شود.

افراد با طرز تفکر ایستا علاقه‌ای به بازخورد گرفتن ندارند. نقد را برابر با عدم شایستگی و نداشتن مهارت در انجام کارها تلقی می‌کنند. آن‌ها تصور می‌کنند که نقد شدن توانایی‌هایشان را محدود کرده و هوش و شخصیت‌شان را تحقیر می‌کند.

آن‌ها نقد را تعرض به شخصیت و هویت خود می‌دانند. در واقع به‌جای اینکه اجازه دهند نقدها باعث پیشرفت آن‌ها شود برعکس، اجازه می‌دهند این طرز تفکر آن‌ها را منفعل کند.

درحالی ‌که بازخورد گرفتن برای افراد با طرز تفکر رشد الهام‌بخش است. آن‌ها هنگام نقد شدن به آن فکر می‌کنند، از آن درس می‌گیرند. مسئولیت کارهایشان را برعهده می‌گیرند و باور دارند که می‌توانند با تلاش و رفع نقصان‌ها پیشرفت کنند. در نهایت، سعی می‌کنند برای بهتر شدن اوضاع راه حل درستی پیدا کنند.

۲. شروع یک پروژه، شکست خوردن یا فرصتی برای گسترش دانش

ذهن انسان هنگام انجام یک کار جدید که مملو از ناشناخته‌ها است یا شرایط پیچیده‌ای دارد، رویکرد متفاوتی را تجربه می‌کند. نوع واکنش به شرایط جدید در افراد با طرز تفکر رشد و ایستا متفاوت است.

در ذهنیت ایستا ترس از شکست مانع از انجام کارها می‌شود. افراد دارای تفکر ایستا از ناشناخته‌های احتمالی وحشت دارند. می‌ترسند که نتوانند از پس آن بربیایند. از شکست خوردن می‌ترسند.

آن‌ها به قضاوت دیگران خیلی اهمیت می‌دهند. از این می‌ترسند که در صورت عدم موفقیت و تکرار کاری هوش و توانایی‌هایشان زیر سوال برود. در نتیجه، در صورت مواجه شدن با یک پروژه جدید بدون اینکه تلاش کنند آن را کنار می‌گذارند.

درحالی ‌که افراد با طرز تفکر رشد پروژه‌های جدید را به‌عنوان فرصتی طلایی در ارتقا توانایی‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید می‌دانند. از آنجایی‌ که این افراد سخت‌کوشی، تلاش و پشتکار را از ویژگی‌های مهم برای رسیدن به موفقیت می‌دانند؛ نه تنها از انجام دوباره و دوباره کاری نمی‌هراسند. بلکه، آنقدر تلاش می‌کنند تا به نتیجه برسند.

تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا در این است که افراد با ذهنیت رشد به‌جای اینکه پشت شکست‌هایشان پنهان شوند. مسئولیت کارهایشان را قبول می‌کنند و اشتباهاتشان را می‌پذیرند. اما افراد با ذهنیت بسته از قبول مسئولیت فرار می‌کنند.

۳. تعامل با فناوری‌های جدید، ریسک یا فرصتی برای ارائه خدمات بهتر

تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا

ذهن ما نقش مهمی را در پذیرش و نحوه ارتباط با تکنولوژی‌های جدید بازی می‌کند. افرادی که تفکر ایستا دارند، فناوری جدید را به‌عنوان خطری برای محصول فعلی خود تلقی می‌کنند. نگران هستند که با ورود تکنولوژی جدید محصول یا خدمات آن‌ها کاربرد قبلی را نداشته باشد و بی‌ارزش تلقی شود. از طرف دیگر، جرات امتحان کردن آن را نیز ندارند.

به‌جای اینکه فناوری جدید را امتحان کنند، ترجیح می‌دهند همان روش‌های منسوخ شده و قدیمی را امتحان کنند. این یعنی، در طولانی مدت دچار شکست خواهند شد.

اما افراد با طرز تفکر رشد تکنولوژی جدید را وسیله‌ای برای تسهیل کارها و ارائه خدمات بهتر می‌دانند. آن را به‌دقت ارزیابی می‌کنند. طرحی را تهیه می‌کنند، چالش‌های پیش رو را به‌خوبی در نظر می‌گیرند و به ‌جای اینکه نگران شکست باشند، نحوه کار کردن با آن را یاد می‌گیرند و به فواید آن فکر می‌کنند. بررسی می‌کنند که چگونه می‌توانند با کمک این تکنولوژی کارها را بهتر انجام دهند.

در پایان

طرز تفکر ایستا مانع از این می‌شود که افراد پتانسیل درونی خود را بشناسند. در حالی‌ که طرز تفکر رشد افراد را وادار می‌کند تا بتوانند چالش‌ها را پشت سر گذاشته و بر مشکلات چیره شوند. تفاوت طرز تفکر رشد و ایستا یک انتخاب است که با رعایت نکاتی می‌توان طرز تفکر ایستا را به طرز تفکر رشد تبدیل کرد.

۷ توصیه مهم وارن بافت درباره کارآفرینی، سرمایه‌گذاری، و موفقیت

۷ توصیه مهم وارن بافت درباره کارآفرینی، سرمایه‌گذاری، و موفقیت

وارن بافت، بزرگترین سرمایه‌دار دنیا، ارزش‌ها و معیارهای متفاوتی برای زندگی دارد. او بر اساس این قوانین و معیارها زندگی شخصی و حرفه‌ای خود را بنا کرده است. توصیه‌های او در زمینه زندگی، موفقیت، سرمایه‌گذاری برای همه به‌خصوص کارآفرینان بسیار کاربردی خواهد بود. در ادامه مقاله به معرفی نقل قول های وارن بافت می‌پردازیم.

برای آشنایی بیشتر با موضوع کارآفرینی می‌توانید به مقاله مهارت‌های کارآفرینی مراجعه کنید.

نقل قول های وارن بافت در زمینه زندگی و موفقیت

وارن بافت فردی است که روزانه بیش از ۵۰۰ صفحه کتاب می‌خواند و همیشه در حال یادگیری است. او همیشه وقت خود را صرف پیشرفت شخصی خود کرده است.

۱. به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید فکر کنید

نقل قول های وارن بافت

اگر جز ۱٪ از افراد خوش‌شانس جامعه هستید که همه چیز برای شما فراهم شده است؛ خوب و راحت زندگی می‌کنید. موفق شده‌اید و زندگی شادی دارید. شما باید به ۹۹٪ باقی مانده جامعه که این شرایط برای آن‌ها مهیا نبوده است کمک کنید. باید برای بهبود زندگی آن‌ها قدم مثبتی بردارید.

۲. با افراد درست معاشرت کنید

بهتر است با افرادی بهتر از خودتان معاشرت کنید. فردی را انتخاب کنید که اخلاقش بهتر از شما است و شما را نیز در این مسیر هدایت می‌کند.

۳. مهم این است که اثر خوبی از خود به‌جای بگذارید

اگر در زندگی به سن من برسید و کسی از شما به‌عنوان یک انسان خوب یاد نمی‌کند، فاجعه است. مهم نیست چه‌قدر پول در حساب خود ذخیره کرده‌اید. مهم این است که از خود نام خوبی به‌جای بگذارید.

هنگامی که به سن من برسید، موفقیت‌هایتان را بر اساس تعداد آدم‌هایی می‌سنجید که در زندگی به شما علاقه دارند. نه هیچ چیز دیگر!

۴. اعتماد به دیگران

صداقت هدیه بسیار گران قیمتی است. آن را نباید از افراد بی‌ارزش انتظار داشته باشید.

به عبارت دیگر، این نقل قول های وارن بافت ریشه در نوع اعتماد و نحوه اعتماد کردن به دیگران را گوشزد می‌کند. به نظر او بیشتر مشاوره‌های مالی که توسط تحلیل‌گران سهام و بورس ارائه می‌شود کامل نیست. یعنی آن‌ها اغلب فوت کوزه‌گری را به شما نمی‌گویند و آن را پنهان می‌کنند. بنابراین، دقت کنید، مسائل را به درستی تحلیل کنید تا موفق شوید.

۵. بر روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید

بر روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید

بهترین کاری که هر فرد می‌تواند برای خودش انجام دهد، این است که بر روی خودش سرمایه‌گذاری کند.

هرچه بیشتر فکر کنید و بخوانید و خود و توانایی‌هایتان را بشناسید، بهتر می‌توانید روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید. درنتیجه، به فرد موفقی تبدیل شوید.

نقل قول های وارن بافت در زمینه کارآفرینی و سرمایه‌گذاری

وارن بافت باور دارد که شما نباید اساسا فرد باهوشی باشید تا بتوانید سرمایه‌دار موفقی شوید. اما، او داشتن  آگاهی و ذهنیت قوی را لازمه موفقیت می‌داند. از نظر او داشتن صبر و خلق خوب مهم‌تر از داشتن IQ بالا است.

۱. نقل قول طلایی وارن بافت

قانون شماره ۱، هرگز پولتان را از دست ندهید. قانون شماره ۲، هرگز قانون شماره یک را از یاد نبرید.

وارن بافت نیز مانند بسیاری از افراد موفق دیگر چون ایلان ماسک و استیو جابز بارها طعم شکست را چشیده‌ است. بارها تمام ثروتش را از دست داده است. اما، چرا او این قانون را مطرح کرده است؟

منظور او از بیان این سخن این است که هنگامی که می‌خواهید برای سرمایه‌گذاری تصمیم بگیرید. طوری تصمیم بگیرید که حفظ سرمایه بالاترین اولویت شما باشد.

۲. منطقی عمل کنید

به‌خاطر داشته باشید که بازار سهام همیشه جنون آمیز است.

بازار سهام همیشه با کوچکترین خبر در دنیا دچار نوسان می‌شود. مهم این است که در این دام نیفتید. کار خودتان را بکنید و روی اهدافتان تمرکز کنید. منطقی عمل کنید!

این یکی از نقل قول های وارن بافت است که انسان را به تعادل در زندگی و عقلانی عمل کردن دعوت می‌کند.

۳. ممکن است بازار بعضی چیزها را اشتباه ارزیابی کند

نقل قول های وارن بافت

هزینه چیزی است که شما پرداخت می‌کنید. ارزش چیزی است که به‌دست می‌آورید.

به بیانی دیگر، این نقل قول های وارن بافت توجه افراد را به سمت تصیم‌های بلندمدت سوق می‌دهد. اینکه با تغییر قیمت‌ها و نوسانان‌های کوتاه مدت دچار تردید و تزلزل نشوید. درعوض، بر ارزش سرمایه‌ای که دارید تمرکز کنید.

۴. کلید اصلی بازده بالا با ریسک کم است

ریسک کردن زمانی رخ می‌دهد که شما ندانید چه کاری می‌خواهید انجام دهید.

پیام نقل قول های وارن بافت کاملا واضح و روشن هستند. اما، معمولا به دست فراموشی سپرده می‌شوند. چرا که ذاتا، انسان بعد از گذشت از سختی‌ها و موفق شدن فراموش می‌کند که برای حفظ موفقیت همچنان باید درست عمل کند. در ادامه همین بحث او معتقد است که:

هرگز در کاری که سر رشته‌ای ندارید سرمایه‌گذاری نکنید.

پس از موفق شدن معمولا انسان‌ها مشتاق می‌شوند در عرصه‌های دیگر نیز سرمایه‌گذاری کنند. کارهای بیشتری انجام دهند و در هر حرفه و صنعتی ورود کنند. یعنی وسوسه اینکه اگر در یک زمینه خوب عمل کردید، پس می‌توانید بازار کار بعدی را نیز خوب تجزیه و تحلیل کنید. ایده درستی نیست و بهتر است آن را فراموش کنید.

اگر خواستید قدم بزرگی در این زمینه بردارید، ابتدا آگاهی و سوادتان را در آن زمینه افزایش دهید. سپس اقدام کنید.

۵. هنگام سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت صبور باشید و درست عمل کنید

نمی‌توانید یک نوزاد را با باردارشدن ۹ زن در عرض یک ماه بدنیا بیاورید!

به این معنی که بعضی چیزها زمان می‌برد و نمی‌توان برای به‌ثمر نشستن آن عجله کرد.

۶. کارهای هوشمندانه انجام دهید

وارن بافت نه تنها یک سرمایه‌گذار بسیار بزرگ است، بلکه او از فرایند خرید و ذخیره نیز حمایت می‌کند. او می‌گوید:

اگر امروز افرادی در زیر سایه درختان در آسایش و آرامش وقت می‌گذرانند. به این دلیل است که کسی سال‌ها قبل این درخت‌ها را کاشته است.

این یکی از بهترین نقل قول های وارن بافت در حوزه سرمایه‌گذاری بلند مدت است. یعنی، آسایش امروز مدیون تلاش و سرمایه‌گذاری دیروز است. خرید سهام بزرگ در دراز مدت هوشمندانه‌ترین راه برای سرمایه‌گذاری و تضمین آینده است.

۷. سرمایه‌گذاری بلند مدت

نقل قول های وارن بافت

اگر نمی‌خواهید سهامی را برای ۱۰ سال برای خود نگه دارید، اصلا به خرید آن فکر نکنید.

سرمایه‌گذاری کردن با معامله کردن فرق دارد و کلا هدف کاملا متفاوتی نیز دارد. هنگامی که معامله‌ای به خوبی انجام می‌شود، یعنی شما ریسک انجام کاری را برای مدت کوتاهی و به‌منظور سوددهی پذیرفته‌اید. اما، سرمایه‌گذاری به‌حداقل رساندن ریسک و افزایش سرمایه در طولانی مدت است.

هنگام خرید سهام به‌گونه‌ای عمل کنید که گویی می‌خواهید خانه بخرید. یعنی ابتدا درک کنید که چه سهامی را می‌خواهید بخرید و آن را دوست داشته باشید. به‌نحوی که حتی اگر بازار اوضاع خوبی نداشت، از داشتن آن سهام راضی باشید.

نتایج سالانه را خیلی جدی نگیرید و تنها به آن بسنده نکنید. درعوض، روی میانگین عملکرد ۴ یا ۵ ساله تمرکز کنید.

من هرگز سعی نکرده‌ام از بورس درآمدی داشته باشم. معمولا با این فرضیه وارد عمل می‌شوم؛ ممکن است فردا بورس تعطیل شود و مثلا بعد از ۵ سال دوباره راه‌اندازی شود!

اگر تجارتی خوب عمل کند و خوب پیش رود، این بورس است که به‌دنبال او است.

زمانی که موفق عمل کنید، شما به‌دنبال جذب شرکت‌ها، سرمایه‌گذارها و مانند آن نمی‌روید. بلکه، آن‌ها هستند که به‌دنبال شما می‌گردند تا با شما همکاری کنند.

برخورد با دعوای کودکان: چه زمانی مداخله کنیم؟

برخورد با دعوای کودکان: چه زمانی مداخله کنیم؟

کودکان ممکن است به دلایل مختلفی با هم دعوا کنند. در این شرایط والدین وظیفه خطیری در  برخورد به‌موقع و مدیریت اوضاع دارند. در ادامه نحوه برخورد با دعوای کودکان را بررسی خواهیم کرد.

چه زمانی در دعوای کودکان مداخله کنیم؟

دعوای بین کودکان بخشی از فرآیند رشد آن‌ها است. گاهی اوقات بهتر است هیچ اقدامی نکنید و به کودکان فرصت دهید تا خودشان مشکل به‌وجود آمده را حل کنند. اما هنگامی که این مشاجره از مرز کلام عبور کرد؛ به دعوای فیزیکی، داد و فریاد، فحش یا تحریک دیگری در مورد موضوعات احساسی از جمله حمله به ظاهر یکدیگر رسید، زمانی است که باید مداخله کنید.

نکات مهم در برخورد با دعوای کودکان

نحوه برخورد با دعوای کودکان

هنگامی که مشاجره‌ای بین کودکان رخ می‌دهد، نحوه برخورد مناسب والدین نقش مهمی در کنترل اوضاع دارد. جدا کردن مداوم کودکان از همدیگر هنگام دعوا هرگز به آن‌ها نمی‌آموزد که چگونه رفتارشان را هنگام عصبانیت مدیریت کنند. یا چگونه در آینده در شرایطی که نیاز به همکاری و همدلی است عمل کنند.

۱. الگوی خوبی برای کودک باشید

اگر خودتان هنگام عصبانیت با همسر، دوستان و فرزندتان دعوا کنید و هیچ کنترلی بر رفتارتان نداشته باشید. چگونه می‌توانید از کودک توقع داشته باشید که هنگام مشکلات رفتارش را کنترل کند؟

فراموش نکنید که کودکان رفتار شما را نظاره می‌کنند، دائما آن را آنالیز می‌کنند و مانند آن رفتار می‌کنند. بنابراین، در نحوه برخورد با دعوای کودکان ابتدا، الگوی مناسبی برای آن‌ها باشید.

۲. علل دعوا را جستجو کنید

به‌طور مثال، اگر یکی از فرزندانتان اسباب‌بازی فرزند دیگر را با زور و اجبار از او بگیرد. سپس آن کودک برای بازپس گرفتن اسباب‌بازی‌اش شروع به دعوا کند. در این مرحله باید وارد عمل شوید.

چرا که اگر در این شرایط واکنشی نشان ندهید، کودک یاد می‌گیرد که برای رسیدن به خواسته‌هایش باید دعوا کند. مراقبت از کودکان به شما کمک می‌کند در نحوه برخورد با دعوای کودکان بهتر عمل کنید. تصمیم عاقلانه‌ و عادلانه‌ای بگیرید که بعدا از آن پشیمان نشوید.

۳. آرامش خود را حفظ کنید

نحوه برخورد با دعوای کودکان

گاهی هنگامی که فرزندانتان با هم دعوا می‌کنند ممکن است باعث شوند که شما  از کوره در بروید. عصبانی شوید و بخواهید با دعوا و فریاد آن‌ها را متوقف کنید. اما کمی مکث کنید و یک نفس عمیق بکشید. در نحوه برخورد با دعوای کودکان مهم است که آرامش خود را حفظ کنید.

حفظ آرامش و خویشتن‌داری ذهن شما را باز می‌کند و باعث می‌شود رفتار شتابزده‌ای از شما سر نزند. حفظ خونسردی و آرامش به کودکانتان نیز منتقل خواهد شد و اوضاع را آرام‌تر خواهد کرد. در این هنگام، قبل از اینکه حرفی بزنید، کودکان را از هم جدا کنید.

بابی کولی، نویسنده وب‌سایت All PRO Dad، از تجربه شخصی خود می‌گوید:

هنگامی که رفتار و برخورد متعادلی نسبت به اشتباهات کودک داشته باشید، کودک به شما اعتماد می‌کند و مشکلاتش را با شما درمیان می‌گذارد. اما، اگر متعادل رفتار نکنید یعنی یک بار سخت‌گیر و بار دیگر بی‌توجه باشید، او را از خود دور می‌کنید.

۴. به دعوای کودکان توجه نکنید

اغلب اوقات کودکان بدون قصد و نیت خاصی با هم دعوا می‌کنند. به همان سرعت که دعوا را شروع کردند، به همان سرعت نیز آن را تمام می‌کنند. اما گاهی دخالت والدین باعث می‌شود دعوا ادامه‌دار شود.

دعوای کودکان راهی برای جلب توجه والدین است. بعضی از کودکان ترجیح می‌دهند که توجه والدین را به هر نحوی جلب کنند. حتی اگر در قبال آن سرزنش یا تنبیه شوند که به آن توجه منفی گفته می‌شود. یعنی توجه منفی را به بی‌توجهی ترجیح می‌دهند.

بنابراین، در این هنگام در نحوه برخورد با دعوای کودکان بی‌تفاوت باشید و آن را نادیده بگیرید. خواهید دید که دعوا به‌سرعت تمام خواهد شد. البته، می‌توانید اتاقی را برای دعوای آن‌ها در نظر بگیرید و بگویید که در این اتاق باهم دعوا کنید. همین کار نیز باعث خواهد شد دعوا تمام شود.

۵. عدالت را رعایت کنید

برای انتخاب نحوه برخورد با دعوای کودکان، ابتدا باید بفهمید که دلیل دعوا چه بوده است. اما، به‌دنبال این نباشید که چه کسی دعوا را شروع کرده یا چه کسی چه حرفی را زده است. در این مرحله حساس باید درست عمل کنید. جانبداری از یک طرف دعوا به طرف دیگر آسیب می‌رساند.

چرا که ممکن است با قضاوت نادرست تصمیم نادرست بگیرید و بیشتر به این خشم دامن بزنید. همیشه کودکی که گریه می‌کند تحت ظلم واقع نشده و کودکی که فریاد می‌زند دعوا را شروع نکرده است.

در بیشتر مواقع تنبیه طرفین دعوا بدون هیچ استثنایی باید یکسان باشد. چرا که هدف این است که کودکان با هم دعوا نکنند و کودک احساس بردن یا باختن نکند. به این روش دعوا را از ذهن آن‌ها دور می‌کنید.

۶. مشکل را با کمک کودک حل کنید

بعد از اینکه تشخیص دادید که دعوا تنها برای جلب توجه است یا یک دعوای جدی است. احتیاج به مداخله است یا خیر. نیازی به جدا کردن کودکان است یا خیر. گام بعدی، با آن‌ها در مورد دعوای پیش آمده صحبت کنید.

به‌طور مثال، اگر دعوا بر سر استفاده از کامپیوتر پیش آمده است؛ به آن‌ها بگویید که هیچ‌یک از شما حق استفاده از کامپیوتر را ندارید تا بتوانیم راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم. حال می‌خواهید باهم این مشکل را حل کنیم یا خیر؟

مشکل را با کمک کودک حل کنید

حرف هر دو طرف را گوش کنید. این نحوه برخورد با دعوای کودکان یعنی گوش دادن به کودک، او را تشویق می‌کند تا مشتاقانه مشکلش را بیان کند. به فرزندانتان آموزش دهید که به عقاید هم احترام بگذارند. یادبگیرند که دو نفر ممکن است با هم اختلاف سلیقه داشته باشند. اما، در عین حال نقطه نظر مشترکی نیز باهم داشته باشند.

از آن‌ها بپرسید چه توقعاتی دارند. آیا رفتار آن‌ها هنگام دعوا عادلانه بوده است؟ مثلا از ترانه بپرسید، «آیا فکر می‌کنی که منصفانه است که تو تمام مدت روز از کامپیوتر استفاده کنی و خواهرت نه؟»

اجازه دهید هر کدام از آن‌ها نظرات خود را بدون هیچ قضاوتی بیان کنند. شما نیز نظرات خود را بیان کنید. آن‌ها بر روی یک برگه بنویسید. سپس، از روی برگه پیشنهادهای داده شده را یکی‌یکی بخوانید. از هر دوی آن‌ها بخواهید تصمیم بگیرند که آیا آن دیدگاه مناسب است یا خیر. همه نظرات را باهم بررسی کنید. در نهایت از بین آن‌ها با همکاری خود کودک روش مناسبی برای حل مشکل انتخاب کنید.

۷. اگر هنوز کودک عصبانی است، او را سرگرم کنید

اگر حتی بعد از تمام شدن دعوا و صحبت کردن و حل مشکل، کودک همچنان عصبانی و ناراحت است. سعی در نشان دادن اعتراض خود با پرتاب کردن اشیا به اطراف را دارد. خود را کنترل کنید. فریاد نزنید. اما سعی کنید توجه او را به موضوع دیگری جلب کنید و حواس او را پرت کنید تا عصبانیتش فروکش کند.

بازی‌هایی را برای سرگرم کردن کودک انتخاب کنید که کودک بتواند به‌طور مستقل آن را انجام دهد. فعالیت‌های مستقل به کودک می‌آموزد که مشکلاتش را بدون کمک گرفتن از والدینش و به صورت مستقل حل کند. این دقیقا همان چیزی است که کودک باید یادبگیرد تا دعوا را متوقف کند.

برای آشنایی با بازی‌های سرگرم‌کننده برای کودکان به مقاله ایده های خلاقانه برای بازی و سرگرمی در کودکان و  بازی هایی برای آموزش کار گروهی به کودکان مراجعه کنید.

در پایان

فراموش نکنید که دعوای کودکان هرگز تمام نخواهد شد. اما، با نحوه برخورد با دعوای کودکان به روش‌های گفته شده در بالا می‌توان شدت و میزان آن را کاهش داد. به فرزندانتان استراتژی حل مشکلات بدون دعوا کردن را بیاموزید.

هرچند این نکته را فراموش نکنید که آن‌ها کودک هستند و دعوا بخشی از زندگی کودک است. زمان می‌برد تا بتوانند مسائل را درک کنند و یاد بگیرند که مشکلاتشان را به‌روش دیگری هم می‌توانند حل کنند.